این سیاست مدیر روزنامه ی من هیچ اختیاری ندارم

یه چیز برام خیلی جالب بود و دوست داشتم بزارم تو وبلاگم . چندی وقتی بود که وقتی روزنامه بیرجند امروز رو می خوندم یه جوری قصه می خوردم که چرا بعضی همکارای ما اینجوری دارن کلاس کار ما رو هم پایین می یارن . آخه یکی از دوستای من می گفت مدیر مسوول روزنامه بیرجند امروز توی یه جلسه با مسوولین دانشگاه علوم پزشکی می گفته که ما افتخارمون اینه که حرف های مردم رو چاپ نمی کنیم و کاملا با مسوولین هماهنگیم . نمی دونم واقعا این مسائل افتخار داره یا نه ولی هر چی هست ما تو روزنامه آوا اینو یکی کارو نمی کنیم . روزنامه بیرجند امروز دیگه واقعا شده یه خبرنامه صرف که حلقه مفقوده حرف مردم واقعا توش گم شده . تجربه چند سال خبرنگاریم بهم می گه اگه با ادارات بسازی می تونی خوب کار کنی اما این به چه قیمتی ؟ مردم واقعا می فهمن که هر کسی چه کاریه . چند روز یش هم که واسه اولین جلسه شورای شهر رفته بودیم اونجا خبرنگار اون روزنامه رو دیدم بهش گفتم چرا شما علیرغم اینکه تمام جلسات شورا اعتراض به عملکرد شهرداریه شما فقط حرف های غیر ضرور رو چاپ می کنین . کلی منت سرش گذاشتم و ازش گله گردم اما آخری با یک جمله اون خلع سلاح شدم . گفت این سیاست مدیر روزنامه ی من هیچ اختیاری ندارم . اونجا واقعا به خودم و مدیر روزنامه مون افتخار کردم که هیچ وقت مصالح مردم رو به منافع شخصی نمی فروشه و این مهمترین آرمانم برای ادامه کاره .
شما باور مي كنين يا نه ؟
اين خبر رو وبلاگ بيرجند نيوز پخش كرده ، نمي دونم شما اين حرفا رو باور مي كنين يا نه ؟ من كه نتونستم اين حرف ها رو حداقل در مورد روزنامه آوا قبول كنم . چون تا جايي كه من مي دونم آوايي ها هيچ گرايش سياسي رو ندارن . اگه هم چاپ نكردن حتما دستور العملي از ارشاد داشتن !
خودداری روزنامه های محلی استان خراسان جنوبی
از انتشار اخبار و آگهی های مربوط به مهندس موسوی
قلم نیوز - روزنامه های محلی استان خراسان جنوبی از انتشار اخبار و آگهی های مربوط به راه اندازی دفتر ارتباطات مردمی مهندس میرحسین موسوی در این استان خودداری می کنند. به گزارش کمیته اطلاع رسانی دفتر ارتباطات مردمی مهندس موسوی در خراسان جنوبی، علیرغم توافقات حاصل شده میان این کمیته و روزنامه های محلی "آوای خراسان جنوبی" و "بیرجندامروز" برای انتشار اخبار و آگهی های مربوطه، بنا بر دستورالعمل شفاهی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان که به گفته مسئولین جراید محلی در همان روز و بصورت تلفنی به آنان اعلام شده است، این دو روزنامه از انتشار آگهی های مربوط به افتتاح دفتر ارتباطات مردمی مهندس میرحسین موسوی در استان خراسان جنوبی منع شده اند. پیگیری های این دفتر برای احقاق حق ستاد تا این لحظه به نتیجه نرسیده است.
سلام
مطلبي كه نتونستم بذارم تو وب . اما گزارش اولين جلسه شوراي شهر بيرجند رو واستون مي ذارم مطالعه كنين ببينيد تو مركز تصميم گيري شهري بيرجند چه خبره
ناصري ؛ عضو شوراي شهر :
آسفالت شهر
جگر مردم بيرجند
را خون كرده است
اولين جلسه شوراي اسلامي شهر بيرجند در سال 88 برگزارشد . زنگويي ، عضو شورا در اين جلسه ضمن تبريك سال نو به حاضرين ، از همكارانش خواست تا در سال 88 پرتوان تر از گذشته در ارائه خدمات به مردم اقدام نمايند . اعضاي شورا در ادامه ضمن قرائت نامه هاي رسيده و مسائل مطروحه ، تصميمات لازم را اخذ نمودند.
اولين موضوع مطروحه ، درخواست سپاه در ارتباط با تخفيف شهرداري براي مجوز حفاري مورد درخواست آن نهاد بود كه مصوب شد پس از اعلام نظر شهرداري ، شورا تصميمات لازم را اخذ نمايد .
شهرداري بيرجند
كاسه داغ تر از آش شده است
درخواست تعاوني مسكن شماره 1 فرهنگيان و حضور نماينده اين تعاوني در صحن شورا نيز يكي ديگر از موضوعات اين جلسه
بود . سجادي نماينده اين تعاوني كه در ابتداي سخنانش از اقدامات شورا و حمايت اعضا از حقوق شهروندان تشكر نمود ، ضمن بيان شرح مشكل تعاوني مذكور ، از شورا خواست تا مجددا نسبت به پيگيري قضيه مصوبات لازم را صادر نمايد .
وي ضمن بيان اين مطلب كه پس از مصوبه شورا ، متاسفانه شهرداري قريب به 2 ماه اتلاف زمان نموده و به اين ترتيب ما شرمنده اعضاي اين تعاوني بوده ايم لذا از شورا مي خواهيم تا در صورت امكان با صدور مصوبه اي ديگر تسريع در پاسخگويي شهرداري را مقدور سازد .
يك عضو شورا در اين زمينه گفت : متاسفانه شهرداري مصوبات شورا را انجام نمي دهد و ما بايد براي اين موضوع چاره اي بيانديشيم . قبلا مصوب كرديم كه براي شهرداري بازده زماني قرار دهيم اما عملا اقدامي نشده است . در اين مورد هم شورا بايد بازده زماني 10 روزه براي پاسخگويي به اين تعاوني تعيين نماييم .
ديگر عضو شورا نيز افزود : متاسفانه شهرداري تمامي مصوبات شورا را زير سوال مي برد و اين روند بالاخره بايد يكجا متوقف شود .
وي گفت : چنانچه شورا موردي را مصوب مي كند خود مسووليت تصويب آن را به عهده مي گيرد و اينكه شهرداري بخواهد در مورد آن نظر بدهد بي احترامي به شوراست . اگر هم شهرداري به مصوبات اعتراض دارد مي تواند از طريق قانوني اقدام نمايد و حق معطل كردن ارباب رجوع هاي شهرداري را ندارد . با اين وضع شهرداري بيرجند كاسه داغ تر از آش شده است .
يك عضو شورا در اين زمينه گفت : من دغدغه دارم كه اگر مصوبه هاي ما اجرايي نمي شود چرا ما اصلا مصوبه مي دهيم . با اين تفاسير شورا بهتر است اصلا جلسه هم تشكيل ندهد . ما به عنوان اعضاي شورا موظف به پاسخگويي به كساني هستيم كه مشكلاتشان را با ما درميان گذاشته اند . اين موضوع دقيقا تناقض برخورد شهرداري را نشان مي دهد . مثلا خود شهرداري از ما مصوبه مي خواهد تا اجازه بدهيم زمين بفروشند حال اينكه ما در شورا براي حل مشكل يك تعاوني مصوب مي كنيم كه زميني به آنها فروخته شود و شهرداري امتناع مي كند .
نيك ديگر عضو شورا نيز در اين زمينه افزود : دولت موظف به تامين مسكن براي مردم است . اما متاسفانه اين تعاوني كه حتي ذره اي از امكانات دولتي هم استفاده نكرده و حتي زمين خود را نيز آزاد خريداري نموده بايد در گير و دار مسائل شهرداري كارش متوقف شود .و شهرداري سنگ اندازي می كند.
در پايان مصوب شد كه نامه اي به شهرداري نوشته شود و علت عدم انجام مصوبه را از شهرداري بخواهند و تسريع در آن را نيز ابلاغ نمايند .
زيبا سازي ميدان خوب است
اما آنچه كه اكنون در اولويت است آسفالت شهر است
در ادامه نامه زنگوئي ، عضو شوراي شهر در زمينه وضعيت نامناسب ميادين شهر مطرح شد . وي گفت مثلا ما قبلا در ميدان فرودگاه با گلكاري آنجا را زيبا كرده بوديم اما حالا ديگر اينكار ها انجام نمي شود از شهرداري سوال كردم گفتند مي خواهيم تنديس بگذاريم اما هنوز كه هيچ خبري نشده است . او افزود : متاسفانه ميادين شهر ما واقعا زيبا نيستند .
فخار نيز در اين زمينه گفت : بهتر است براي اين كار يك مشاور بگيريم تا بورت كارشناسي كار شود . ميري نيز در ادامه خواستار طراحي زيبا براي 10 ميدان اصلي شهر بيرجند شد .
ناصري ديگر عضو شورا در واكنش نسبت به اين مصوبه گفت : زيبا سازي ميدان خوب است اما آنچه كه اكنون در اولويت است آسفالت شهر است كه جگر مردم بيرجند را خون كرده است . ما بايد در مرحله اول تمركز خود را بر روي آسفالت شهر قرار دهيم .
ديگر عضو شورا نيز ادامه داد و گفت، نكته مهم در اينجا اين است كه وضعيت آسفالت هاي جديد هم خوب نيست و ما با اين وضع داريم بيت المال و سرمايه هاي مردم را حيف و ميل مي كنيم .
در ادامه به بحث مسدود كردن خيابان ها توسط راهنمايي و رانندگي اشاره شد و اينكه بلوك هاي درشت و خشن در خيابان ها جلوه بدي را از شهر نمايان كرده است . در اين زمينه نيز اعضاي شورا خواستار انجام اقدامات ترافيكي مناسبتري شدند و از شوراي ترافيك خواستند تا سرعت گير ها را تعديل نمايد . اعضاي شورا در ادامه به استناد قانون هر گونه تغيير در طرح تفصيلي شهر را منوط به راي كميسيون ماده 5 دانستند .
خيابان حكيم نزاري ، شهر بيرجند را بن بست كرده است
نيك نيز در زمينه ترافيك شهر گفت . خيابان حكيم نزاري ، شهر بيرجند را بن بست كرده است . در صورتيكه با تعريض اين خيابان
مي توانيم نسبت به روان سازي ترافيك ميدان امام و جمهوري نيز اقدامي كرده باشيم .
فخار نيز ضمن درخواست از شورا براي برقراري جلسات تخصصي در اين مورد گفت : از همكارانم مي خواهم تا در سال 88 در بحث هاي جزئي كمتر وارد شده و شورا به سوي تصميم گيري هاي كلي گرايش پيدا كند .
2 سال است كه ما در شورا وضعيت شهر را لنگ گذاشته ايم
در پايان نيز مبحث پاسخ شهرداري به مهلت 10 روزه شورا توسط يكي از حضار مطرح شد كه اعلام شد در سال گذشته قرار بود شهردار به شورا بيايد و پاسخ دهد اما اعلام كرده است كه به دليل مشغله براي سال آينده گذاشته شود و تا اين لحظه هنوز خبري نشده است . يكي از اعضاي شورا نيز در زمينه وضعيت شهرداري و مشكلات آن گزارشي تهيه كرده بود كه قرار شد در انتهاي جلسه مطرح گردد . اعضاي شورا نيز در اين زمينه به بيان نظرات پرداختند . يكي از اعضاي گفت : وقتي ما براي شهردار بازده زماني مي گذاريم اما عملا اتفاقي صورت نمي گيرد اصلا چرا ما مصوبه مي گذاريم .

تصوير فوق مربوط به شهردار مردمي بيرجنده كه به قول شورا امور شهر ۲ ساله كه بخاطرش لنگه
بهتر است اگر نمي توانيم كاري بكنيم شورا را تعطيل كنيم تا حداقل شهرداري بتواند هر كاري دلش مي خواهد انجام دهد .آيا شورا در موقعيتي است كه براي هر مصوبه از شهرداري خواهش كند . ديگر عضو شورا نيز در تاييد اين سخنان گفت : 2 سال است كه ما در شورا وضعيت شهر را لنگ گذاشته ايم و بالاخره بايد اين وضعيت را حل كنيم زيرا مردم از ما پاسخ
مي خواهند و ما مسوول هستيم . من از همكارانم مي خواهم در همين جلسه اين مشكل را حل كنيم .
اين موضوع بدون صدور مصوبه اي به پايان جلسه موكول شد و درخواست هاي خانه فرزندان
امام علي (ع) و خانه بازنشستگان نيز مطرح شد كه مقرر گرديد با آنها مساعدت گردد.
اين جلسه در حالي ادامه داشت كه خبرنگاران براي
تصميم گيري در باب عملكرد شهرداري منتخبان مردم را تنها گذاشته و باقي مانده جلسه به صورت غير علني برگزار گرديد .
سلام
البته سلامی با شرمندگی از اینکه چند وقتی است که به دلیل مشغله کاری زیاد امکان آپدیت کردن وبلاگم رو نداشتم . بزودی یک یادداشت خوب براتون خواهم گذاشت تا حداقل تشکری باشه از حضورتون در وبلاگ خودتون
سربلند و پیروز باشید
سلام دیروز توی وبلاگ یکی از دوستان مطالب جالبی در مورد دین و اعتقاداتمون خوندم که کل مطلب رو براتون تو این پست می ذارم
1- چه کنیم تا دردنیا راحت زندگی کنیم ؟
قران می فرماید :ان گونه باشید که اگر چیزی را از دست دادید ،تاسف نخورید و اگر چیزی به شما دادند ، شاد نشوید. (سوره ی حدید ایه 23) راستس ایا می شود انسان اینگونه متعادل باشد که دادن ها و گرفتن ها در او اثری نگذارد ؟ کارمند بانک، یک روز مسئول دریافت پول مردم می شود و روز دیگر مسئول پرداخت پول به مرد می شود . نه ان روزی که پول می گیرد خوشحال است و نه ان روزی که می پردازد، ناراحت. زیرا او می داند هر دو روز ، امانتداری بیش نبوده است .
مثالی دیگر :
برای لاستیک تراکتور حرکت در زمین هموار و غیر هموار یکسان است ، ولی برای لاستیک دوچرخه ، تفاوت دارد . نشستن و برخاستن یک گنجشک ، روی شاخه گل اثر می گذارد ولی روی درخت تنومند ، اثرچندانی ندارد . امام حسین (ع) ظهر عاشورا در برابر دها تیر که به سویش رها شد و دهها داغی که دید، نماز با حال و خشوعی خواند، در حالی که کوچک ترین حرکت ، ما را از نماز یا خشوع باز می دارد .
2-چرا بعضی دعا ها مستجاب نمی شود ؟
اگر به جای بنزین مخصوص ،گازوئیل یا اب در باک هواپیما بریزیم، پرواز صورت نمی گیرد، دعای کسانی مستجاب می شود که در شکم انان لقمه حرام نباشد . در حدیث می خوانیم : هر کس دوست دارد دعایش مستجاب شود، در امد و لقمه خود را پاکیزه و حلال کند. (بحار، ج. 9 ، ص373.) بگذریم که دعا به معنای طلب خیر است و بسیاری از خواسته های ما خیر نیست و ما خیال می کنیم خیر را طلب می کنیم .
3-اگر نماز ، انسان را از فحشا و منکر باز می دارد ، چرا بعضی از نماز گزاران مرتکب خلاف می شوند؟
اولا تخمه پوک ، هیچ گاه سبز نمی شود و نماز بدون حضور قلب ، تخمه ی پوک است. نمازی سبب دوری انسان از مفاسد می شود که با حضور قلب باشد و گرنه حرکت لب وکمر چنین خاصیتی را ندارد. اگر مدرسه و دانشگاه به انسان رشد علمی می دهد به این معنا نیست که هر کس به مدرسه و دانشگاه رفت به ان رشد می رسد ، بلکه به این معنا است که مدرسه و دانشگاه بستر رشد است به شرط ان که با جدیت درس بخوانیم و ان چه را می خوانید بفهمید . نماز نیز اگر با اصول و شرایطی که دارد اقامه گردد ، مانع فحشا و منکر می شود. ثانیا نماز گزار یکه گاهی خلاف می کند ، اگر اهل نماز نبود خلافش بیشتر بود ، زیرا همین نماز گزار برای صحیح بودن نمازش مجبور است بدن ولباسش پاک باشد، لباس و مکانش از مال مردم نباشد وهمین مقدار مراعات احکام و مسائل، سبب دور شدن او از برخی گناهن و منکرات می شود ، همان گونه که پوشیدن لباس سفید ، انسان را از نشستن روی زمین الوده باز می دارد.
4-خداوند که به همه محرم است ، پس چرا در نماز ، مردان و زنان باید خود را بپوشانند ؟
همیشه پوشیدن لباس به خاطر محرم ونامحرمی نیست، بلکه که گاهی پوشیدن لباس جنبه تکریم و ادب دارد .معمولا افراد در خانه ی خود ، لباس ساده می پوشند ولی وقتی مهمان وارد خانمه می شود، به احترام مهمان، لباس کامل و مناسب می پوشند و اگر قرار باشد در مجلس عروسی شرکت کنند ،لباس کامل تری بر تن می کنند . این تغییر لباس ها ، به خاطر ادب و احترام مهمانان مجالس است . حضور در محضر خداوند در حال نماز نیز مقتضی پوشیدن لباس مناسب و کامل است.
5-با همسران و فرزندانی که هم فکر ما نیستند، چگونه برخورد کنیم؟
هنگامی که پیامبر (ص) از مکه به مدینه هجرت کرد ، مسلمانان مکه نیز هجرت کردند ، اما بعضی مسلمان هابا مخالفت همسر و فرزند خود مواجه شدند .ایه نازل شد که بعضی همسران و فرزندان شما دشمن شما هستند ، از انان دوری کنید. بعضی مسلمانان مهاجر تصمیم گرفتند که حتی اگر همسر و فرزند شان توبه کردند و هجرت کردند ، انان را نپذیرند .ایه در ادامه می فرماید : اگر شما مخالفت های گذشته انان را نادیده بگیرید و از انان در گذرید ، برای شما بهتر است و خداوند نیز شما را خواهد بخشید. (سوره تغابن ، ایه 14)
بیرجند شهری بی تدبیری ها
کارت پستال زیبایی در پشت ویترین مرا جذب خود می کند ؛ عمارت کلاه فرنگی بیرجند ، شهر یادگارهای تاریخی ، عبارت ابهام انگیز و گاها طنز آلود که این روزها مسافرین نوروزی شهرمان با نیشخندی از کنارش می گذرند و بی توجه به این بی تدبیری مسوولین بر این همه پتانسیل گردشگری شهرمان آه و افسوس می خورند . وقتی چند دالان ریخته و کوچک در دورترین شهر کشور جاذبه ای بی نظیر را تشکیل می دهند و از یک اب انبار روزانه هزاران نفر بازدید می کنند ، عمارت کلاه فرنگی بیرجند هنوز پس از سالیان سال استان شدن در گیر و دار میز و صندلی های بی اعتبار ، چشمان گردشگران زیبایی پسند را التماس می کند و موزه های شهرمان در پشت درب های بسته گه گاهی آن هم در رویارویی چند میهمان ویژه ، پذیرای چشمان بی رونق چند میهمان اجباری می گردد .
شهر بیرجند با تمام فرهنگ غنی و جاذبه های زیبایش هنوز هیچ جلوه ای برای گردشگری ندارند و با این انبوه پتانسیل ها هنوز بالفعل شدن آن برای این قطب تاریخی جای بسی آرزوست . بیرجند ، شهر مردگان بیدار است که فقط سخن می گویند و رفتارهای انسانی را تکرار می کنند و از شادی و نشاط و خنده ، هیچ خبری نیست . نگران نباشید این توهینی به من و شمای شهروند این شهر نیست و فقط تلنگریست به کسانی که فقط به گذر روز می اندیشند و فرهنگ غنی شهرمان را به فراموشی سپرده اند . کسانی که شادی مردم را نادیده می گیرند و مسافران را فقط راننده جاده می دانند و برایشان راه سازی می کنند . هنوز اینجا نمی دانند گردشگر چیست و جه اهمیتی دارد و گردشگری را یک بازی کودکانه می دانند که آنقدر نیازمند توجه کسی نیست . بیرجند شهر کوچه های بن بست فرهنگی است که زیر ساخت های آن غنی اما همه در بن بست بی تدبیری بدون توجه هنوز مخروبه مانده اند .
کاش هیچ گاه برای میهمانانمان از فرهنگ منطقه صحبت نکنیم چون در اولین گشتی که در شهرمان می زنند همه حرفهایمان را وارونه باور خواهند کرد . سال گذشته وقتی چند میهمان برایمان از پایتخت آمده بود با کمال مسرت آنها را برای بازدید از موزه ها و اماکن تاریخی شهر بردم وقتی به موزه ها رسیدم گفتند فقط عصر فلان روز باز است و ... نمی دونستم واقعا آنجا باید تاسف خورد یا گریست یا حتی ...
کاش در قاموس بروشورهای رنگی ، جلسات آنچنانی و بیانات مبالغه انگیز مسوولین کمی هم فکری برای فرهنگ منطقه می شد . کاش ...
همه را شاد کن تا شادی ات فزون گردد
نوروز می آید و شادی را نیز با خود می آورد ، در کوچه و خیابان هیاهیوی بر پا . از کودک و بزرگ در هوای تغییری در ظاهر ؛ میهمان بازارهای شهر ، و آنسوتر ، کودک بچه یتیم قصه ما ، تنهاتر شدن را احساس می کند و گریه و چشمان پف کرده دل تنگ آنهایی که ؛ همه دارند او ندارد او را تا سرحد جنون هدایت می کند .
براستی تا کنون چند نوروز دلت را هم تکانده ای ؟ چند بار خواسته ای بتکانی و نتوانسته ای ؟ شده که برای بازی کودکانه فرزندان محروم شهرت هم توپکی هر چند لاستیکی مهیا کنی تا لذت بازی با آنچه که برایشان در رویاها معنا می شود را در چشمان لبریز از مجبتشان ببینی ؟
مطمئنم تو هم راه را کمی بیراهی رفته ای اگر نتوانستی هنوز تجربه زیبای این با هم شاد بودن ها را تجربه کنی هنوز چشمان منتظر بسیارند ! ما انسان ها آنقدر در گیر و دار زندگی ماشینی مان گم می شویم که فراموش می کنیم برای چه آمده ایم و می خواهیم چه باشیم و حتی قرار است با خود چه ببریم ؟ برخی جان می کنند تا لقمه ای بیشتر بخورند و برخی هم آنقدر غرق در ثروت و مقام که اصل بودن را نیز فراموش گرده اند .
با هم آزمایش می کنیم ، نمی دانم این را در کدام لابراتور می توان اندازه گرفت اما می دانم اگر وجودش را داشته باشی حودت اقرار خواهی کرد . راه زیادی نیست تا دکان سر میدان برو میوه عیدت را بخر ، اگر گرفتی بنشین و هر چه می توانی استفاده کن و حالا به لذتش یک نمره بده ؟ 20 درسته ؟ میوه ها شیرین ، خوشرنگ و خوشمزه و از آن بهتر دیگر نمی شود . و حالا دومین متغییر را بسنج ! همان میوه را به جای دوری نبر ! پیامبر گفته تا 40 خانه آنطرفتر همسایه اند و همسایه برای همسایه چون عضوی از خانواده است . در را بزن و این میوه ها را برای عیدی سال نو به او و خانواده اش که امسال حتی نتوانسته اند برای شب عیدشان نان بخرند هدیه کن ! کمی آنطرفتر بایست و به برق چشمان کودکی که اولین گاز را به میوه هایی که خریدی میزند را خیره شو ! حالا این را هم نمره بده ! شاید نمره کم بیاوری اما می دانم اگر دستت باز بود از 100 هم بیشتر می دادی .
براستی چرا ما انسان ها ایتقدر از حقایق دوریم . صبح تا غروب فعالیت می کنیم تا درآمدی داشته باشیم و آنگاه که آن را بدست می آوریم نمی دانیم در کجا و چگونه خرج کنیم تا بیشترین لذت را ببریم . گاهی اندیشه برای داشته های خودمان آنقدر ما را از زیبایی این شادی های دسته جمعی دور می کند که برکت نیز از خانه دلمان رخت بر می کند . بیا و همه را شاد کن تا شادی ات فزون شود شاید اینگونه بتوانیم قدری از رسالت آدمیت و انسان بودن را بجای آوریم . ایمان داشته باش که دستاوردهایت از داشته هایت فزونی خواهد گرفت و من خود اصل سرمایه ات را بیمه می کنم که هر چه دادی ضرر نخواهی کرد . سالی سراسر احساس انسانیت با تحولی در دل برایت آرزومندم . نوروز مبارکت
تاکسی کارتی در بیرجند ؛ آری یا نه
قسمت اول
هفته گذشته دفتر روزنامه آوا میهمان تعدادی از نمایندگان قشری زحمتکش بود که نقش بزرگی را در عرصه حمل و نقل در ون شهری بیرجند انجام می دهند رانندگانی تاکسی که شاید بتوان به جرات گفت یکی از سخت ترین و پر تنش ترین مشاغل است و روزانه با خیل عظیمی از شهروندان در ارتباط است . این رابطه تنگاتنگ بین این سخت کوشان و شهروندان بیرجندی ما را بر آن داشت تا پای حرف هایشان نشسته و به قول خودشان دردهای دلشان را به مسوولین منتقل نماییم . ما نیز بر اساس رسالت اطلاع رسانی دقیق ، شفاف و فارع از هرگونه جانبداری حرفهایشان را شنیدیم اما قبل از درج آن گفتگویی با شهروندان و مسوولین امر نیز داشتیم تا بتوانیم گره ای از مشکلاتشان بگشاییم . آنچه در این شماره می خوانید ما حصل گفتگوی ما با شهروندان بیرجندی در زمینه وضعیت تاکسی ها و نظر ایشان نسبت به طرح جدید کارتی شدن این وسایل حمل و نقل عمومی است . در شماره های آتی گفتگویمان با رانندگان تاکسی و مسوولین امر را نیز درج خواهیم نمود .
اصغری ، فرهنگی بازنشسته ای است که عمده استفاده او از وسایل نقلیه عمومی از طریق اتوبوس است و به قول خودش خیلی کم پیش می اید که از تاکسی استفاده کند . او در پاسخ به سوال ما در باب طرح کارتی شدن تاکسی ها می گوید : طرح بسیار خوبی است دیگر نیاز به رد و بدل پول خورد و ... نیست با کشیدن کارت تسویه حساب انجام می شود اما همه چیز هم به اینجا ختم نمی شود زیرا بعضی وقتها کسانی هستند که کارت ندارند تا سوار شوند و اینجوری راننده اتوبوس معذور است و نمی تواند به این افراد خدماتی بدهد . درست است بعضی از رانندگان اتوبوس لطف می کنند و مسافرین بدون کارت را هم سوار می کنند اما اینجوری پولی از جیب خودشان کسر نمی شود ولی اگر تاکسی ها بخواهند این کار را بکنند خوب دیگر برشکست می کنند چون آنها هم باید شب برای خانواده شان خرجی ببرند . به نظر من طرح کارتی شدن در اتوبوس ها با توجه به آزادی عملی که دارند خوب است اما تاکسی ها چون یک شخص خصوصی هستند و از دولت حقوقی نمی گیرند نمی توانند بدون توجه به مخارجشان رایگان کار کنند . در ضمن خیلی وقت ها کسانی هستند که نمی دانند چگونه باید کارت تهیه کنند یا اصلا کارت چی هست و باید از کجا تهیه شود که در این صورت اگر تاکسی ها بتوانند در کنار کارت ، پول هم قبول کنند تقریبا می شود طرح را قابل اجرا دانست . در ضمن این طرح هم کار امروز و فردا نیست و حداقل باید یک یا چند سال فقط فرهنگ سازی شود .
خانم حدادیان دومین مخاطب بحث ما است او که گویا زیاد از تاکسی استفاده می کند در پاسخ به ما می گوید وضعیت کارت های اتوبوس هنوز چندان مطلوب نیست که بخواهند تاکسی کارتی را هم شروع کنند مثلا ما در شمال شهر خیابان های رجایی و کارگران و ... هیچ ایستگاهی برای خرید یا شارژ کارت نداریم . مثلا اگر کسی بخواهد برای اولین بار از بازار سوار اتوبوس یا تاکسی کارتی شود باید چیکار کند . من فکر می کنم اول بگذارند یک یا دو سال از این طرح بگذرد تا همه مردم عادت کنند بعد قدم بعدی را بردارند چون من فکر نمی کنم تاکسی ها هم حاضر شوند فقط مسافر کارتی سوار کنند .
حسینی ، شهروند دیگری است که رضایت خود را از طرح کارت اتوبوس به ما اعلام می کند اما برای کارتی شدن تاکسی ها هنوز جو شهر را آماده نمی بیند . او می گوید درست است که اگر تاکسی ها کارتی شوند دیگر نرخ ها همه ثابت می شود و کسی دیگر نمی تواند سلیقه ای کار کند اما شما حساب کنید کسانی که نتوانند کارت تهیه کنند مجبورند از مسافربرهای شخصی غیرمجازی استفاده کنند که قیمت هایشان 2 یا 3 برابر می شود و این خودش یک مشکل بزرگ است . به نظر من اگر قرار است کاری انجام شود اول باید امکاناتش فراهم شود و مثل اتوبوس نشود که برای تهیه کارت دچار مشکل شویم . در ضمن باید یک سری مسائل را هم در نظر بگیریم مثلا وقتی کسی برای اولین بار به شهر می اید و کارت تاکسی ندارند آن موقع چطور راننده تاکسی او را سوار کند . اگر راننده سوار نکند هم می گویند بیرجندی ها میهمان نواز نیستند . برای انجام کار به این بزرگی باید همه جوانب را در نظر گرفت نمی شود فقط صرف واژه دهن پر کن الکترونیک تمام فواعد را زیر پا گذاشت .
نوروزی ، دانشجوی جوانی که از تهران برای تحصیل به این شهر آمده است وضعیت حمل و نقل بیرجند را عالی می داند و نرخ تاکسی ها را معجزه ای می داند که چگونگی اش را نمی داند . او می گوید با کرایه ای که در بیرجند برای رفتن از این سمت شهر به سمت دیگر می گیرند در تهران مسافر را سوار هم نمی کنند و اگر بگوید به او می خندند . واقعا رانندگان بیرجندی آدمهای قانعی هستند و من این را قبول ندارم که کرایه تاکسی ها زیاد است . در رابطه با طرح کارت تاکسی هم فکر می کنم خوب باشد به شرط اینکه همه جا عرضه شود چون کارت اتوبوس که خیلی ضعیف عمل شد . به گمانم بهتر است اول مدتی اتوبوس ها کار کنند تا تجربه ای مفید برای تاکسی ها باشد و تاکسی ها در مرحله اول با یک طرح بدون آزمایش شروع به کار نکنند .
چند قدم آنطرف تر مادر پیری را می بینم که منتظر تاکسی ایستاده است . از او اوضاع حمل و نقل درون شهری را جویا می شوم که با گلایه می گوید اتوبوس ها را که برقی کرده اند و من یاد ندارم و سرم گیج می شود پول هم که قبول نمی کنند سوار تاکسی هم که می شوم پولش بیشتر از اتوبوس می شود و من پول ندارم تکلیف من چیه با کارای عجیب و قریب اتوبوس ها ! وقتی از او سوال می کنم که چرا کارت نمی خرد می گوید : مادرجان یکبار رفتم بخرم یک کاغذ به من دادند که وقتی بردم به راننده دادم همه به من خندیدند و گفتند این که کارت تلفن است . من که کسی را ندارم که هر وقت بخواهم بروم بیرون او را هم با خودم ببرم تا سرم کلاه نرود .
رضایی دیگر شهروند بیرجندی نیز در زمینه کارتی شدن تاکسی ها می گوید : ایده بسیار خوبی است و دیگر اخذ کرایه سلیقه ای نخواهد بود اما چه تضمینی است که همیشه کارت باشد اگر قرار است این کار شروع شود ابتدا بیاییند 1 سال کارتی کنند و تاکسی ها اگر کسی کارت نداشت پول هم قبول کنند تا این طرح برای مردم جا بیافتد بعد بطور کلی تاکسی ها را کارتی کنند . او از قیمت تاکسی ها اظهار رضایت کرد و گفت : شکر خدا در بیرجند قیمت تاکسی نسبت به شهرهای دیگر در وضعیت خوبی است .
کم کم باران شدید می شد و امکان حضور بیشتر در بین مردم برایم نبود از همین رو گفتگو با مردم را به پایان بردم و در شماره های اتی ادامه بحث را با گفتگویی با رانندگان تاکسی و مسوولین پی می گیریم
قسمت دوم
هنوز ساعت به نیمه روز نرسیده است که صدای تلفن دفتر روزنامه به صدا در می آید آنطرف خط صدای نگران چندین راننده تاکسی به گوش می رسد که دیگر نا امید از مسوولین ، روزنامه را به عنوان آخرین امید برگزیده اند . تقاضای تهیه گزارش می تمایند که به دلیل برخی مشکلات برای حضور در جمعشان ، ایشان را به دفتر روزنامه دعوت می کنیم تا در جمعی صمیمی ، حرف هایشان را شنیده و منعکس کنیم . دقایقی نمی گذرد که تعدادی به نمایندگی از سایرین در دفتر حاضر می شوند تا درد دل هایی را با ما در میان بگذارند که حتی مسوولین برای شنیدنش هم وقت نداشته اند .
بدون وقفه بحث و مشکلات مطرح می شود . وحیدنیا که در بین حاضرین جوانترین به حساب می آید شروع می کند و علت اصلی حضورش را پایان یافتن صبر رانندگان تاکسی در برابر تصمیمات مسوولین می داند و می گوید : ما آمده ایم تا حرفمان را که گویا قرار نیست هیچ کس بشنود را با روزنامه بگوییم و خوشحالیم که حداقل در این شهر جایی را یافتیم که بتوان با آن درد دل کرد . حرفش را با یک سوال از ما ادامه می دهد که به نظر شما مجری طرح کارتی شدن تاکسی ها کیست ؟ سوال ساده و سختی بود که در آن لحظه نمی دانستم چه بگویم ! شهرداری ، تاکسیرانی ، مردم ، راننده تاکسی ؟ خودش جواب می دهد : ببینید مجری رانندگان تاکسی هستند که باید این طرح را اجرا کنند اما از مسوولین که شب می خوابند و صبح طرحی جدید می ریزند بپرسید ایا طرحی که حداقل نزدیک به 1 میلیارد هزینه دارد و با حمل و نقل روزانه مردم عجین است و اختلال در آن به معنی یک بحران شهری است ارزش آن را نداشت تا با رانندگان تاکسی هم در میان بگذارند که این قشر زحمتکش از طریق روزنامه ها این از این بازی جدیدشان باخبر نشوند ؟ مگر رانندگان تاکسی موش آزمایشگاهی هستند که هر روز یک فیلم جدید را بر سرشان درمی آورند . گناه ما تاکسی داران چیست که این شهردار ، شهر الکترونیک دوست دارد و ما باید قربانیان این پروژه ها باشیم ؟ درست است امسال سال نوآوری است اما هر نو آوری که نه توجیه اقتصادی داشته باشد نه توجیه عقلانی ! نکند مسوولین ما فکر می کنند که این نظریه تا کنون به ذهن هیچ مسوولی در دنیا نرسیده است که امروز یک طرح خام و نپخته را با شعار برای اولین بار در جهان می خواهند اجرا کنند ؟ باور کنید اگر این طرح قابل اجرا بود خیلی مدیران زرنگ تر و باهوش تر از شما تا کنون آن را اجرا کرده بودند . البته شاید شما بتوانید این کار را بکنید چون هیچ حای دنیا مردمی مظلوم تر از بیرجند و بیرجندی نیست و به شما ایشان را مجبور می کنید تا بالاجبار با ساز شما برقصند !
وحیدنیا ، در ادامه ضمن اشاره به یکی از همکارنش می گوید : این آقا 30 سال برای این شهر خدمت کرد و مسافر ها را جابجا کرد شما بگویید او می تواند بهتر در مورد این طرح برای تاکسی ها نظر بدهد یا یک جوان که هنوز 5 سال از خدمتش نمی گذرد و فقط سمتش اعتباری به حرف هایش می دهد ؟ جوانگرایی خوب است اما نادیده گرفتن کوله باری از تجربیات که هر کدامشان از صد مدرک تحصیلی گرانباهتر است را نباید با یک اشاره لگد مال کرد ؟ آیا جمعیت بیش از 500 نفری رانندگان تاکسی ارزش یک نظرخواهی کوچک را هم نداشتند ؟
در میان گفتگو هستیم که صلواتی نژاد یکی دیگر از رانندگان تاکسی به جمع ما اضافه می شود تا حرف های همکارش را ادامه دهد . از او در مورد ساختار سازمان تاکسیرانی می پرسم و اینکه آیا در آنجا کسی هست که از خودشان باشد و از رانندگان هم دفاع کند و او می گوید : سازمان تاکسیرانی که فقط مربوط به ما رانندگان تاکسی است مدیرش از سوی شهردار انتخاب می شود و نظر ما هیج اهمیتی در این مورد ندارد در ضمن آنجا هیئت مدیره هم دارد که آنها هم همه انتصابی هستند و حتی علیرغم قول مسوولین یک نماینده از ما هم در آنجا نیست و از آن بدتر هر وقت تصمیمی می گیرند حاصر نیستند که حداقل یک نفر از ما برود و به عنوان میهمان حرف هایش را بزند و حتی حق رای هم نداشته باشد . به قول یکی از رانندگان که می گفت ما بردگان زر حرید سازمان تاکسیرانی شده ایم و هر چه آنها بگویند برای ما حق اعتراضی نیست . راننده تاکسی با این تفاوت قیمت ها در کرایه تاکسی و .... فقط شده یک منبع درآمد تاکسی رانی که خون رانندگان را در شیشه بریزد و فقط عوارض بگیرد .
حرفش را قطع می کنم و از او در مورد عوارضی که می گفت می پرسم و چرا اینقدر نسبت به آن معترضند چون به هر حال آنها هم از خدمات استفاده می کنند و باید عوارض بدهند صلواتی نژاد در جواب می گوید : ببینید ما به چند جا عوارض می دهیم اول به شهرداری عوارض می دهیم که چاله های شهر این بیشتر نشود و ماشینمان هفته ای یک بار در تعمیرگاه برای تنظیم جلوبندی نباشد که متاسفانه اقدامی نمی شود . به تاکسیرانی حق عضویت می دهیم تا هر روز حرف مسافرین معترض را گوش کند و بدون شنیدن حرف ما خودمان را متهم کند . به دارایی هم مالیات می دهیم تا خدای نکرده اگر مسافر برهای شخصی مالیات نمی دهند سهم آنها را هم کسی جبران کرده باشد . و اما خدماتی که در قبال این عوارض به ما می دهند هم کم نیست ، اول و مهمتر از همه این که حرف ما را اصلا قبول ندارند ، دوم اینکه زحمت تصمی گرفتن در مورد آینده ما را خوشان می کشند و این بار را از دوش ما برمی دارد و سوما با عدم نظارت دقیق و مکلف کردن سایر ارگانها ، همکارانی را به جمع ما اضافه می کنند که از بد روزگار که آنها کار کنند و درآمد کسب نمایند و ما هم که همیشه زیر بار زور تاکسیرانی هستیم عوارضشان را پرداخت نمائیم .
حرف هایش را می شنوم و برای روشن تر شدن مساله این سوال را مطرح می کنیم که مگر ر سایر نقاط کشور چه می کنند و یا چه خدماتی می دهند که اینجا نیست ؟
شهریاری در پاسخ به ما دنیای حرف دارد و می گوید : ما در بیرجند زیر خط فقر هستیم . همه می گویند راننده تاکسی حسابی پ.ل به جیب می زند آما بروید و آمار بگیرید این پولها به کجا می رود که بعد از اینهمه سال هنوز بیش از 80 درصد رانندگان تاکسی مستاجرند و حتی قدرت خرید یک خانه را هم ندارند ؟ ما در شهری کار می کنیم که تعرفه آن را از شهرهای دیگر مانند مشهد و سبزوار و کاشمر می گیرند اما خدمات آن از بدترین نقطه جهان هم استعلام نمی شود .
در مشهد اگر یک تاکسی در حین کار خراب شود فقط راننده تاکسی را تحویل شرکت تعاونی می دهد و سالم آنهم با بیشتر از 20 درصد تفاوت قیمت تعمیرات با بازار آزاد در اسرع وقت تحویل می گیرد . حال در شهر بیرجند اگر ماشینت خراب شود باید برای اینکه سریعتر درست شود و تاکسیرانی تو را جریمه نکند دو برابر قیمت بازار را به تعمیرکار بدهی تا بتوانی یک لقمه نان برای سر سفره خانواده ات تامین کنی ، باور کنید ما برای احداث همین مجتمع خودمان اقدام کردیم اما شهرداری حتی حاضر نشد یک کارگاه بلا استفاده خود را به ما اجاره بدهد تا بتوانیم خودمان یک مجتمع تعمیرگاهی برنیم . من فقط دوست دارم از مسوولین بپرسید تاکسیرانی چه خدماتی به رانندگان در قبال اخذ حق عضویت ارائه کرده است و آیا این اعمال زور نیست ؟ از آن که بگذریم حتی برای تعمیر یک تاکسیمتر ما باید به مشهد برویم و هنوز تاکسیرانی حاضر نیست تعمیرات مربوط به آن را در بیرجند انجام دهد .
از او می خواهم که یک طرفه به قاضی نرود با تمام آنچه که گفت همان سهمیه بنزین که به تاکسی ها می دهند خودش کلی امتیاز است ! وحیدنیا که گویا در این زمینه اطلاعات بیشتری داشت می گوید :
چرا فکر می کنید سهمیه بنزین ما یک امتیاز است . در هر روز به ما 5/2 لیتر سهمیه اضافه می دهند در سال می شود خدود 900 لیتر خالا این مقدار را تقسیم کنید بر عوارض و مالیات و حق عضویت هایی که از ما می گیرند حدودا با پول پمپ نزدیک به 320 تومان هر لیتر برایمان در می اید به نظر شما با این وضع با ماشین شخصی کار کردن به صرف تر نیست ؟ آخر همین بنزین 320 تومانی را که در بازار آزاد می توان تا 250 تومان خرید !
همکاران تاکسیران ما در مشهد علیرغم اینکه ماشین ها گاز سوز است و پمپ گاز به تعداد زیاد هم وجود دارد بعد از گذشت 6 ماه هنوز سهیمه بنزینشان در کارتها ریخته می شود اما ما در بیرجند درست در اولین روز پس از افتتاح پمپ گاز سهمیه قطع می شود و پمپ هم که به علت نقص فنی تعطیل شده رانندگان را دچار مشکل می کند آنوقت من به عنوان یک راننده تاکسی برای تامین زندگی ام مجبور می شوم تا سوخت را گدایی کنم . این همان تبعیض و عدم برقراری عدالت در بیرجند است .
در ضمن وقتی کرایه های تاکسی را با تهران مقایسه می کنیم در تهران کرایه های بیشتر است لوازم ماسین ارزاتر است خدمات بهتر است مسوولین می گویند تهران ترافیک دارد اما مگر عامل زمان در مبلغ کرایه تاثیر ندارد پس چرا ترافیک را دخیل می کنند تازه اگر ترافیک باشد کرایه هم بیشتر می شود چون زمان بیشتری مسافر در تاکسی بوده است و بعد ترافیک در کرایه بطور کلی منتقی است .
از آنجا که قول داده ایم تا درد دل هایشان را گوش کنیم از عباسی ، دیگر راننده تاکسی می خواهیم تا او هم حرف هایش را بگوید : از ساعت کارش برایمان گفت و اینکه از 5/2 شب تا 11 شب یکسره کار می کند . اگر هم در روز شیفتش باشد و لحظه ای در خط نباشد باید جریمه بپردازد . من را مخاطب قرار می دهد و می پرسد حاضرم ساعت 11 شب بعد از قریب به 20 ساعت کار مداوم ، سوار تاکسی او شوم و از رسیدن به مقصد اطمینان حاصل کنم ؟ جوابم نه بود و واقعا این بدتبیری مسوولین را قبول داشتم . از او می خواهم دلیل مخالفتش را با کارتی شدن تاکسی ها هم بگوید ؟
حرف جالبی زد که تازه به گوشم می خورد . عباسی گفت : ما در بیرجند نزدیک به 550 تاکسی داریم که فقط 70 نفر از ایشان شغل اصلیشان رانندگی است و ما بقی از تاکسی به عنوان یک کار دوم یاد می کنند اما مردم وقتی می بینند یک تاکسی خالی رد می شود و یا گرایه ای بیشتر می گیرد آن را می گذارند به حساب ما . اما در واقع این رخدادها فقط در مورد کسانی صدق می کند که مسافرکشی را برای شغل دوم انتخاب کرده اند و تامین زندگی شان ، اجاره خانه شان ، و هزاران مشکل دیگر در گرو همین کار نیست . من به عنوان یک راننده می دانم که اگر مسافری سوار نگنم و خالی رد شوم ظهر باید با دست خالی به خانه بروم و این اصلا با منطق جور در نمی آید که ما بخواهیم این کار را بکنیم . شاید مردم بگویند رانندگان می خواهند کرایه بیشتر بگیرند ولی با کارت دیگر نمی توانند اما شما می دانید که ما اگر ریالی اضافه بر کرایه مصوب بگیریم باید همان روز به سازمان تاکسیرانی پاسح دهیم و جریمه شویم و این قضیه در مورد ما صدق نمی کند . و اما در مورد مخالفت ما با طرح کارتی شدن . ما در بیرجند حدود 100 تاکسی ویژه پایانه و 70 تاکسی فرودگاه داریم خالا شما اگر یک شب ساعت 5./2 از شهری به عنوان یک مسافر غریبه به بیرجند بیاید باید چگونه از تاکسی استفاده کنید ؟ آیا منتظر می ایستید تا صبح شود و از یکی از محل های فروش کارت تاکسی کارت تهیه نمایید ؟ اصلا جور دیگر قضیه را مطرح می کنیم . همین حالا که اتوبوس رانی کارتی شده بعد از گذشت چند ماه شما برای تهیه کارت و یا شارژ آن ، انهم اگر دستگاه ها طبق معمول خراب نباشد و یا خارج از سرویس نباشد باید به یکی از 3 نقطه تعبیه شده در شهر بروید و این به معنی آن است که برای هر سفر درون شهری شما باید حداقل از یکی از این سه محل گذر کنید آیا این است معنی دولت الکترونیک که برای سهولت کار باید قریب به 1 ساعت وقت بگذاری تا فقط بتوانی کارت تهیه کنی ؟
شهریاری نیز می گوید : اصلا آمدیم تاکسی ها کارتی شد ما که دولت نیستیم که پشتوانه مالی داشته باشیم تمام زندگی مان همان تاکسی است و درآمد روزانه مان . اگر یک بار مثل دفعات متعددی که دستگاه های کارت خوان اتوبوسرانی هنگ کردند و تمام حسابها خالی و صفر شد دستگاه های تاکسی ها هم اینگونه شد آنوقت جواب خانواده ما را رئیس تاکسیرانی می دهد یا مسوول سازمان انقورماتیک شهرداری ؟
سالاری راننده دیگری است که در جمع ما حاضر است و اینگونه حرفش را آغاز می کند : ما در شهر هیچ گونه حامی ای نداریم . سازمان اتوبوسرانی چون درآمدش به جیب شهرداری می رود اجازه دارد بلیط خود را از تهران هم گرانتر ارائه کند اما راننده تاکسی در بیرجند باید کرایه کمتر از تهران را بگیرد ولی عوارض و هزینه های بیشتر از تهران را بپردازد آخر این با چه منطقی جور در می اید ؟ وقتی می گوییم کرایه تاکسی را گران کنید همه صدایشان در می اید اما کاسب به راحتی روی جنسش می زند و وقتی دلیلش را می پرسی فقط می گوید گران شد . این دلیل برای همه کافی است اما راننده تاکسی هر دو سال آنهم به چه زحمتی مقدار کمی مبالغ تغییر می کند . آخر مکر ما رانندگان تاکسی خرج نداریم و زندگی نمی کنیم اگر ما برای خانه مان وسیله ای بخواهیم بخریم کاسب می گوید ایتقدر کمتر چون راننده تاکسی هستی ؟ ببینید ما نمی گوییم کرایه ها را زیاد کنید که به مردم فشار بیاید فقط از مسوولین می خواهیم در سطح بقیه شهرها به ما خدمات بدهند تا بتوانیم بهتر کار کنیم و مشکلاتمان کمتر شود . آقای شهردار یکبار در رادیو گفت در روز برفی تمام اتوبوس های ما کار می کردند اما تاکسی ها چون شخصی اند نیامدند کما اینکه در همان روز ما 100 نفر راننده فقط کشیک بودیم . تاز ه از این که بگذریم شهرداری هر مشکلی برای اتوبوسش پیش بیاید سریعا در آن وضع برای آن جایگزینی می آورد و آن را تعمیر می کند آیا همچنین خدماتی را در آن روزها به تاکسی ها هم می دهد ؟
از آنجا که دیگر بحث مان به درازا می کشید از آنها خواستم تا راهکاری برای حل مشکلات ارائه دهند که همه با اتفاق نظر گفتند : به خدا ما فقط می خواهیم مسوولین حداقل یکبار جلسه ای بگذارند و حرف ما را هم بشنوند .
ما سیستم کارتی را نمی خواهیم زیرا اگر کسی کارت نداشته باشد سریعا از مسافربر شخصی استفاده می کند و این ترویج بی فانونی است و نبود خدمات خوب برای ارائه کارت ها در شهر برایمان مشکل ایجاد می کند در ضمن با تاوجه به سابقه ای که از کارنی شدن اتوبوس ها داریم مردم شدیدا مخالفند ولی نمی دانم این آمارهای رضایت بخش مردم را شهرداری از کجا در می آورد ؟ حرف ما این است که اگر قرار است تاکسی ها کارتی شود هیچ مشکلی نیست اما شهرداری باید ماشین های ما را بخرد و ما را نیز مثل راننده های اتوبوس استخدام کند و ما می شویم حقوق بگیر شهرداری . اگر رانندگان اتوبوس 8 ساعت کار می کنند ما قول می دهیم 10 ساعت کار کنیم . یا هم که اگر می خواهند ما از سیستم کارتی استفاده کنیم اینکار را می کنیم اما ما را ملزم نکنند که فقط مسافر کارتی سوار کنیم که در این صورت هم اگر به قول خودشان مردم کارت را بیشتر می پسندیدند از کارت استفاده خواهند کرد . در ضمن ما اگر زمانی قرار شد که سیستم کارتی اجرا شود مسوولین باید به رانندگان این تضمین را در جهت امنیت شبکه اعتباری این دستگاه ها بدهند که یک دفعه کل اعتبار موجود در حساب یک راننده خالی نشود . هر چند که رانندگان بارها وهده مسوولین را شنیده اند و عملی ندیده اند اما امیدواریم ایندفعه حداقل پاسخ سوالات ما قشر سخت کوش جامعه را بدهند تا ذهن باز شهروندان در این مورد قضاوت کند
حر ف ها بسیار بود پیشنهادات زیادی را ارائه کردند که محدودیت صفخات روزنامه دیگر محال درج آن را نمی د اد ما نیز ضمن تشکر از این قشر که روزنامه آوا را برای بیان آرا و نظرات خود انتخاب کردند برایشان توفیق بیشتر را در خدمت رسانی به شهروندان بیرجندی آرزو مندیم .
قسمت سوم
اشاره: در دو شماره گذشته «تاكسي كارتي در بيرجند» را از ديد شهروندان به عنوان «خدمات گيرنده» و تاكسي داران به عنوان «خدمات دهنده» بررسي كرديم. هر تغيير و تحولي با سؤالات و ابهاماتي روبروست كه «تاكسي كارتي» به واسطه گستره جمعيت خدمات گيرنده بيشتر مشمول اين ابهام و سؤال مي شود. روزنامه آوا به جهت رفع اين ابهامات براي تاكسي داران و شهروندان و آگاهي مسؤولين امر از موانع و مشكلات متصور آنان؛ به اين بحث پرداخته است. بعد از بررسي نظرات مردم و تاكسيرانان طي مکاتبه اي با روابط عمومي شهرداري بيرجند ،سوالات مردم و تاکسي داران را طرح نموديم که پاسخ آن را در دو فاکس جداگانه از سوي بهداني ؛سرپرست سازمان تاکسي راني و لطفي ؛سرپرست سازمان فن آوري واطلاعات شهرداري دريافت نموديم . عين اين سوال و جواب را با هم مي خوانيم :
1- آيا در هيأت مديره سازمان تاكسيراني نماينده اي از تاكسيرانان هست و درغير اين صورت علت آن چيست و آيا اين كمبود تاكنون به عنوان يك نياز احساس نشده است و به طور كلي آيا تاكسي داران حق رأي براي انتخاب نحوه خدمات رساني شان را دارند؟
بر اساس آيين نامه ودستورالعمل اجرايي تاكسيراني مصوب هيأت محترم وزيران و همچنين مطابق اساسنامه سازمان تاكسيراني تنها جايي كه نماينده تاكسيداران حق رأي دارد هيأت انضباطي تاكسيراني مي باشد. لذا نماينده محترم تاكسيداران در صورت وجود مشكل مي تواندمسائل را به مدير عامل انتقال داده تا از طريق مدير عامل در جلسه هيأت مديره مطرح و تصميم گيري گردد.
2- در قبال افزايش سالانه عوارض شهرداري، صدور دفترچه كار و صدور پروانه بهره برداري و
هزينه هاي جانبي ترمينال سازمان تاكسيراني چه خدماتي را به تاكسيرانان ارائه مي نمايند؟
سازمان ساليانه مبلغ 160.000 ريال (يكصد و شصت هزار ريال) بابت خدمات پروانه بهره برداري از رانندگان تاكسي دريافت مي نمايد و تاكنون خدماتي به شرح ذيل ارائه نموده است: 1- پرداخت مبلغ سيصدهزار ريال بن غير نقدي در ابتدي سال 1386 به رانندگان تاكسي 2- پيگيري در خصوص معافيت مالياتي رانندگان 3- پيگيري در خصوص بيمه تأمين اجتماعي رانندگان 4- صدورمرخصي جهت رانندگان 5- پيگيري جهت تأمين كسري سوخت تاكسي هاي دوگانه سوز 6- پيگيري و پيشنهاد نرخ كرايه تاكسي ها به شوراي محترم اسلامي شهر 7- خريد يك دستگاه كانكس جهت محل استقرار رانندگان پايانه مسافربري و همچنين تأمين سوخت زمستاني آنان
8- پيگيري جهت نصب كيت و مخزن گاز تاكسي هاي بنزين سوز 9- پيگيري جهت تعويض و تبديل تاكسي هاي فرسوده 10- احداث ايستگاه جهت رانندگان كشيك ميدان فرودگاه 11- تشكيل تيم ورزشي واليبال جهت رانندگان تاكسي و در اختيار گذاشتن امكانات ورزشي رايگان.
3- آيا شهرداري نمي تواند مكاني بلااستفاده از خود را در اختيار تاكسيرانان گذاشته تا جهت ايجاد كارگاه براي پاره اي تعميرات از آن استفاده نمايند؟
با عنايت به اين كه بر اساس اساسنامه سازمان در خصوص ايجاد مجتمع خدمات كارگاهي هيچگونه وظيفه اي جهت سازمان تاكسيراني تعريف نشده و از طرفي با توجه به اين كه شركت تعاوني تاكسيداران مبلغ 500.000(پانصدهزارريال) از رانندگان تاكسي بابت حق عضويت و يك درصد از هزينه نقل و انتقال تاكسي ها را دريافت مي نمايد. لذا تأمين قطعات و لوازم يدكي و همچنين ايجاد مجتمع خدمات كارگاهي مي تواند از طريق شركت مذكور انجام پذيرد.
4- خودروهاي شخصي مسافربر كه ساماندهي شده اند ولي كراراً مشاهده مي شود كه تعداد زيادي خودروي شخصي و كليه خودروهاي آژانس از برگشت هنوز به كار خود ادامه داده سازمان تاكسيراني چه اقدامي نموده است؟
با توجه به اين كه برخورد و اعمال قانون در مسافربرهاي شخصي غير مجاز و آژانس هايي كه در سطح شهر مبادرت به حمل مسافر مي نمايد از وظايف راهنمايي و رانندگي مي باشد. لذا سازمان تاكسيراني مكاتباتي در اين خصوص با راهنمايي و رانندگي انجام داده است.
5- هر روز صبح و هر شب در جلوي ترمينال و ميدان فرودگاه تاكسي داران با مسافربرهاي شخصي درگير
مي باشند در راستاي حمايت از اين قشر چه اقدامي انجام شده است؟
گشت بازرسي تاكسيراني صبح ها به همراه يك نفر از مأمورين راهنمايي و رانندگي همه روزه در مقابل پايانه مسافربري جهت برخورد با مسافربرهاي شخصي مستقر مي باشند.
6- در خصوص افزايش ساليانه كرايه با وجود تورم قبل از پايان سال چه اقدامي نموده ايد؟
اخيراً لايحه پيشنهادي نرخ كرايه جهت سال 1388 جهت بررسي به شوراي محترم اسلامي شهر ارسال گرديده است.
7- تاكنون در هيچ شهري از دنيا سيستم كارت تاكسي ايجاد نشده است، دلايل مسؤولين چه بوده است و آيا اين طرح در حالي كه هيچ شهري در جهان تاكنون اين ريسك را قبول نكرده است قابل اجراست؟
مهم ترين دليل، رفاه شهروندان، مديريت ارائه خدمات و نظارت بر انجام آن است.
8- متولي طرح كارت تاكسي شهرداري است اما مجري طرح تاكسيداران خواهند بود، چرا هيچگونه مشورتي با تاكسيداران صورت نگرفته و اول از
رسانه ها اعلام شده است؟
برنامه ريزي يك سياست توسط يك سيستم انجام گرفته و در اينجا شهرداري به عنوان سيستم، طرح را ارائه كرده است و ما هنوز بر روي هيچ يك از تاكسي هاي موجود در شهر، اين سيستم را نديده ايم كه تاكسيداران محترم غافلگير شده باشند؛ ضمناً با آغوش باز پذيراي طرح ها و ايده هاي همگي تاكسيداران محترم هستيم.
9-آيا با پرسش از مدير عامل اتوبوسراني و رانندگان محترم اتوبوس واحد از معايب اين طرح از قبيل
هنگ كردن سيستم، كافي نبودن اعتبار كارت، استقبال نكردن تمام شهروندان و.... جويا شده ايد؟
تاكنون هيچگونه گزارشي در اين خصوص داده نشده و چنانچه مدرك مستدلي بر اين مبحث موجد است، ارسال گردد تا پيگيري لازم صورت پذيرد. يا با تلفن گوياي 137 و يا سامانه پيام كوتاه 30007807 ارسال فرمايند.
10- آيا اگر مسافري كارت نداشت اجباراً از مسافربر شخصي استفاده خواهد كرد؟
خير، اين طرح جهت رفاه حال مسافر است و مسافري كه در خصوص خود احساس مسؤوليت مي كند، از اين كارت ها استفاده خواهد كرد.
11- تكليف مسافران پايانه و فرودگاه كه به صورت ميهمان وارد شهر الكترونيك مي شوند، چيست؟ در حالي كه تعداد يكصد دستگاه تاكسي ويژه ترمينال و شصت دستگاه ويژه فرودگاه مي باشند؟
مي توانند با پرداخت پول سوار شوند. كليت اين طرح براي استفاده از دستگاه هاي تاكسي متر و عدم درگيري مسافر و رانندگان مي باشد و هركس مايل باشد مي تواند از كارت خود جهت پرداخت استفاده نمايند.
12- طبق گفته يكي از مسؤولين شهرداري اين دستگاه ها به صورت امانت به تاكسي دار تحويل شده و فقط هزينه تعمير از وي اخذ مي شود چنانچه به سرقت رفته يا سهواً توسط مسافر معيوب شود تكليف چيست؟
بديهي است مسؤوليت عدم نگهداري درست ، با رانندگان محترم مي باشد. درطراحي اين سيستم جزء بخش مشاهده قيمت و خواندن كارت هيچگونه ارتباطي با مسافر ندارند.
13- چطور براي افزايش كرايه از شهرهاي همجوار استعلام نرخ توسط سازمان تاكسيراني گرفته شد و اعمال مي شود چرا براي نصب دستگاه كارتي هيچگونه مشورتي با ديگر شهرهاي حتي بزرگتر صورت نمي گيرد؟
در هيچ كجاي كشور و حتي دنيا مرسوم نيست جهت كاري كه نوعي ابداع و نوآوري مي باشد استعلام اخذ شود ولي در خصوص نرخ كرايه با توجه به اين كه حجم بالاي ترافيك در شهرهاي بزرگ بيشتر بوده و طبيعتاً رانندگان تاكسي
هزينه هاي بيشتري در جهت استهلاك خودرو پرداخت
مي نمايد. لذا نرخ كرايه آنان متفاوت مي باشد.
14- اگر در طول يك سال يك نوبت دستگاه هاي سيستم كارتي هنگ نمود جواب تاكسيداران كه يك صنف غير دولتي مي باشند چيست كه تمام درآمد روزانه آنها يك دفعه حذف مي شود؟
دقيقاً همانگونه كه سيستم تاكسيمتر خراب شود. البته شايان ذكر است؛ كليه دستگاه از طريق يك حافظه داخلي و بستر شبكه با مركز در ارتباط بوده و وضعيت كاري خود را گزارش مي كنند. بديهي است؛ همچون سيستم اتوبوسراني، دستگاه هاي آماده به كار براي جايگزيني لحظه اي در نظر گرفته شده است.
15- آيا مي شود كه كليه هزينه هاي يك دستگاه تاكسي (1- قيمت خريد اوليه 2- هزينه هاي جانبي، لاستيك، بيمه، استهلاك موتور و تعويض روغن آزاد و غيره) را تاكسيدار بپردازد و لي براي تعيين كرايه هيچ نقشي نداشته باشد و مسؤولين با در نظر نگرفتن
هزينه ها براي او تصميم بگيرند و آيا اين خواسته
غير منطقي اي است كه لااقل در زمان تصميم گيري يك نفر به عنوان نماينده حضور داشته باشد؟
در لايحه پيشنهادي نرخ جهت سال 1388 اطلاعات لازم در خصوص ميزان درآمد و هزينه هاي يك دستگاه تاكسي از رانندگان محترم اخذ شده و بر اساس آن نرخ كرايه پيشنهاد گرديده است.
16- با پيگيري هاي مكرر مدير عامل سازمان مبني بر افزايش محدوده خروج تاكسي اين كار انجام شده اما تاكسيداران هنوز با پليس مشكل دارند براي اين معضل چه برنامه اي داريد؟
با پيگيري هاي به عمل آمده به زودي موضوع مطرح شده مرتفع خواهد شد.
17- آيا مسؤولين تاكسيراني و شهرداري نبايد سالي يك نوبت اين قشر زحمتكش را در جلسه اي گرد هم آورده و فقط به درددلشان گوش داده تا حداقل با كوچكترين مشكلات اين قشر آشنا شوند؟
به زودي با برنامه ريزي هاي انجام گرفته موضوع مطرح شده و اجرايي خواهد شد.
شورا شهر بیرجند
بخاطر تعلل شهرداری
ازمردم عذرخواهی کرد
پنچ شنبه گذشته جلسه شورای اسلامی شهر بیرجند برگزار شد . در این جلسه که با حضور تمامی اعضای شورا و جمعی از خبرنگاران در محل ساختمان شورای شهر برگزار شده بود مسائل روز شهری به همراه تعدادی از نامه های شهروندان و اعضای مطرح و پس از نتیجه گیری مصوبات لازم صادر شد .
اولین موضوع مطرح شده در نشست این هفته شورا ، تعیین تکلیف وضعیت واحد آپارتمان تعهد شده اداره اوقاف بود که در زمان مهندس نخعی نژاد قراردادش با شهرداری منعقد شده بود اما هنوز این واحد به شهرداری تحویل نشده و توسط اوقاف به فروش رسیده بود که مصوب شد طی هماهنگی ای که با مدیر اوقاف قبل از جلسه ، یک واحد آپارتمان با همان موقعیت توسط نامبرده برای شهرداری خریداری و تحویل گردد . شایان ذکر است این واحد بنا به درخواست اوقاف جهت تسویه عوارض آن سازمان به شهرداری پرداخت می شده وعدم پرداخت آن نیز مشکلی بوده که در سیستم سازمانشان رخ داده است .
و اما دومین و جنجالی ترین بحث شورا در روز پنج شنبه ، سرنوشت درختان قطع شده توسط تعاونی مسکن یکی از ارگانهای دولتی بود که برای ساخت واحد های مسکونی اقدام به این کار نموده بود . در این نشست صورت جلسه ای که با حضور نماینده شورای شهر تنظیم شده بود قرائت شد و اعضا به اعلام نظرات خود پرداختند . بر اساس این صورتجلسه مقرر شده بود که شهرداری شکایت خود را از تعاونی مسکن که به مراجع قضایی اعلام نموده بود پس گرفته و در قبال اخذ جریمه 39 میلیون تومانی قطع اشجار مساله خاتمه پیدا کند . یکی از اعضای شورا در این ارتباط گفت : به نظر من باید موضوع در دادگاه مطرح و افراد متخلف نیز مجازات شوند زیرا اینگونه که هر کسی خواست درختی را قطع کند و پس از آن با توجه به تمکن مالی که دارد جریمه اش را بدهد بر خلاف مصالح عمومی شهر است . دیگر عضو شورا که این صورتجلسه را تا عدم اعلام نظر کمیسیون قطع اشجار فاقد هرگونه ضمانت اجرایی می دانست نیز گفت : باید تمامی درخواست ها از طریق کمیسیون ذی ضلاح تصمیم گیری شود . رئیس شورای شهر نیز که اطلاعات جامع تری در این زمینه داشت اعلام کرد : تعاونی مسکن برای قطع درختان درخواست داده است اما 2 ماه بعد از اینکه درختان قطع شده اند و از آنجایی که اینکار قانونی نیست در مرحله اول باید جریمه قطع اشجار را پرداخت کنند و از آنجایی که کمیسیون مربوطه تصمیم به شکایت از نامبردگان گرفته است انصراف از شکایت را باید به خود کمیسیون واگذار کرد . دیگر عضو شورای شهر هم ضمن بیان این مطلب که متخلفان تعداد 57 درخت کاج و 2 اصله درخت توت را بدون مجوز قطع نموده اند باید 2 برابر نرخ مصوب جریمه پرداخت کنند . درنهایت به اتفاق آرا مصوب شد نامبرده جریمه را پرداخت و تصمیم برای پس گرفتن شکایت به کمیسیون مربوطه ارجاع گردد .
نامه مطرح شده بعدی ، درخواست همکاری مسجد صدیقه طاهره برای اردوی جمکران جهت جوانان محل بود که این طرح نیز با اکثریت آرا پذیرفته شد و مصوب شد با توجه به محدودیت امکانات حمل و نقل شهرداری مبلغ 4 میلیون ریال کمک نقدی جهت برگزاری اردو اختصاص یابد
نامه بعدی مربوط به صاحب یک نانوایی در خیابان انقلاب بود که به دلیل پایان یافتن مدت اجاره اش مجبور به جابجایی بوده و از شورا درخواست همکاری نموده است در همین زمینه نیک ، یکی از اعضای شورا با بیان این مطلب که تا کنون به خاطر همین موضوع چندین نانوایی تعطیل شده و جای آنها ، دیگر هیچ جایی بازگشایی نشده گفت : باید برای این قضیه کار اساسی انجام دهیم . زنگویی دیگر عضو شورا در تایید حرف های نیک گفت : قریب به 13 ماه پیش طرح ساماندهی نانوایی ها تصویب و به شهرداری ابلاغ شده است اما هنوز هیچ اقدامی انجام نشده است کما این که ما در آن زمان از رئیس اداره غله دعوت کردیم و با هم به نتیجه رسیدیم که بهتر است در حاشیه پارک ها شهرداری فضایی را برای احداث نانوایی اختصاص دهد اما پس از تصویب آن ما دیدم عملا در شهرهای دیگر از این ابتکار ما بهره برداری نموده و پس از اطلاع از آن این طرح را اجرا نموده اند اما در بیرجند که ما خودمان این طرح نو را مطرح کردیم هنوز قدمی برداشته نشده است . فخار نیز در ادامه گفت : شهرداری نسبت به مصوبات شورا کم توجهی می کند و آنچه که بارز است شهرداری نیتی بر انجام این طرح نداشته است . . ناصری ، عضو دیگر شورا در این باره گفت : یک طرفه به قاضی نرویم شاید شهرداری هم دلایل خاصی برای عدم انجام این پروژه داشته است که به آنها هم باید گوش داد . زنگویی در پاسخ این عضو شورا می گوید : ما مصوب می کنیم اگر مشکلی داشت بعد از این همه مدت باید به شورا اعلام می شد و با توجه به اینکه از سوی شهرداری هیچ اعلامی نشده است این بدان معنا است که کاری انجام نشده که بخواهد به مشکلی بر بخورد . این طرح حداقل باید بعد یکسال اجرایی می شد . فخار نیز در تایید مطالب مطرح شده توسط زنگویی می گوید : اگر حساب کنید کلا این طرح 200 میلیون هرینه بر نمی دارد که این معادل هزینه یک فواره یا آب نما یا یک پیست دوچرخه سواری است . ناصری نیز می گوید : بهتر است شهرداری این طرح را بصورت مشارکتی با نانوایان انجام دهد و شهرداری زمین در اختیار بگذارد تا نانوا بسازد و تا مدت معینی در آن فعالیت کند . فخار ادامه می دهد و از امکانات جدید در نانوایی ها بحث می کند و از شورا می خواهد تا توسط کارشناسان طرح جامعی تهیه شود و در آن یک تیپ خاص برای نانوایی تعریف تا از این طریق جهت رفاه مشتریانی که ساعت ها در صف می ایستند هم اقدامی شده باشد که کلیه اعضای شورا این نظر را تایید نمودند و در پایان این مصوبه نیز با بیان این مطلب از سوی میری دیگر عضو شورا به خاتمه می رسد . او می گوید : باید بجای این بحث ها برای شهرداری بازده زمانی قرار دهیم تا طرح ها سر موقع اجرایی شود . وی در ادامه ضمن بیان این مطلب که 15 بهمن ماه آخرین فرصت ارائه برنامه توسط شهرداری بود اما هنوز تا این لحظه اقدامی نشده است و اگر شهرداری نمی داند به او تذکر دهید . نیک نیز ضمن بیان این مطلب که در تهیه برنامه و تنظیم بودجه سهل انگاری شده است می گوید شورا هیچ تقصیری ندارد و شهرداری باید سریعا اقدام نماید . فروزانفر نیز جهت اطلاع اعضا به 2 نامه ای که به شهرداری جهت این امر نوشته است اشاره می کند و می گوید ما بارها این قضیه را به شهردار گوشزد کرده ایم .
مسئله مطرح شده بعدی خبر خوشی برای مردم بود که بالاخره بر اساس پیگیری های شورا موافقت وزیر مسکن را گرفته اند تا زمینهای شمال شهر که برای هزاران نفر سند شده بود به مالکان اصلی فروخته و سند شود که در همین رابطه میری اعلام کرد که به عنوان نماینده شورا در کمیته قیمت گذاری این زمینها شرکت کرده است اما متاسفانه در آن جلسه برای نظر شورا حق رای در نظر گرفته نشده بود و شورا با قیمتی که برای این زمین ها مشخص شده بود مخالفت نمود . میری در ادامه ضمن اشاره به اعلام تعیین نرخ تقریبی حداکثر متری 24 هزار تومان در نشست نرخ گذاری تبعات این تعیین قیمت های سنگین را بر عهده خود مسکن و شهرسازی دانست .
در ادامه نامه ریاست شورا به شهردار پیرو نامه اکثریت اعضای شورا ( 4 نفر از اعضای شورای شهر ) مبنی بر ضعف عملکرد شهردار و مجموعه شهرداری قرائت شد که متن نامه بدین شرح می باشد :
جناب آقای مهندس محسن زاده ، شهردار محترم بیرجند
سلام علیکم ، احتراما پیرو مباحث و تذکرات انجام شده با حضور جنابعالی در جلسه مورخه 3 / 12 / 87 شورا بدینوسیله نامه مورخه 29 / 11/ 87 چهار نفر از اعضای محترم شورا اسلامی شهر مبنی بر اعتراض به عملکرد آن جناب و عملیات شهرداری ارسال ، مقتضی است در اجرای ماده 73 قانون تشکیلات ، وظائف و انتخابات شورای اسلامی شهر کشور و انتخاب شهرداران و با عنایت به مفاد نامه فوق الذکر نسبت به پاسخگویی لازم حداکثر ظرف مدت 10 روز اقدامات لازم معمول فرمایند . تسریع در اقدام و ارسال مزید تشکر و امتنان می باشد .
دکتر فروزانفر - رئیس شورای اسلامی شهر بیرجند
در حاشیه این جلسه یکی از امضاء کنندگان نامه فوق الذکر دلیل ارسال این نامه را عدم هماهنگی شهرداری با شورا و تخلفات بسیار از مصوبات آن ، ضعف عملکرد 2 ساله شهردار و پاره ای از مسائل دیگر دانست .
مبحث نامه راهور استان نیز که در جلسات قبلی برای بررسی بیشتر به این جلسه موکول شده بود نیز مجدد مطرح گردید که با اکثریت آرا این طرح به تصویب نرسید . در حاشیه این مصوبه نیز مسائلی از قبیل تخطی شورای ترافیک از طرح تفضیلی شهر و مسدود کردن برخی معابر را و انتقال دوربرگردان را به مسافت های دورتر ، نصب سرعتگیر در محل های غیر ضرور نیز اشاره شد که اعضای شورا به اتفاق نظر مصوب کردند مسئله پیگیری و حل شود . میری در این زمینه گفت : شورای ترافیک که نمی تواند در املاک شهرداری که جهت طرح تفضیلی برنامه ریزی شده است تغییر ایجاد نماید و این شورا حق اعمال نظر در این موراد را ندارد . در این میان یکی از خبرنگاران از اعضای شورا سوالی مبنی بر اینکه اگر خلاف قانون بود چرا شورا اعتراض نکرد را مطرح نمود که نیک در پاسخ گفت : ما بارها اعتراض کرده ایم اما پاسخی نداده اند . فروزانفر نیز با اشاره به مکان یابی ایستگاه اتوبوس خیابان طالقانی و همجواری آن با بیمارستان که ایجاد آلودگی صوتی برای بیماران را می نماید ، تابلوهای توقف ممنوع خیابان مفتح ، سرعتگیر های سطح شهر و بستن وسط خیابان های شهر که مردم را وادار به طی مسافتی زیاد برای دور زدن می نماید اشاره کرد و خواستار رسیدگی به آن شد . میری نیز در این رابطه گفت : متاسفانه در این موضوعات اعضای محترم شورای ترافیک کار سلیقه ای را بر کار علمی ترجیج می دهند .
مشکل صنوف مزاحم و یا به قول فخار ، عضو شورای شهر صنوف خدماتی پر سر صدا موضوع مطرح شده بعدی بود که اعضای شورا به اتفاق از بیان این مطلب که هر از گاهی مسوولین اعلام می کنند که مشکل حل شده است اما هنوز هیچ اقدامی صورت نگرفته است انتقاد نمودند . یکی از اعضای شورا ضمن اعتراض به روند کند بررسی این قضیه گفت : اکنون در سال پنجم از تصویب این طرح هستیم اما طرح 50 هکتار هنوز به حال خود رها شده است و از آنجا که معلوم است مشکلات اصلی آن اختلاف نظر بین شهرداری و مسکن و شهرسازی و مشکل حقوقی زمین های مذکور است .
در ادامه فخار گفت : متاسفانه بعد از این همه مدت شهر هنوز دارد با این مشکل دست و پنجه نرم می کند . باید از قید وبند این آمارها و درصد ها بیرون بیاییم و به شهرداری ابلاغ کنیم به هر طریقی که شده از مسکن و شهرسازی زمینی را برای این منظور بگیرد و با شرایطی که برای اصناف نیز مناسب باشد و آنها را به اینکار ترغیب نماید تا بر اساس اولویت این انتقال سریعا انجام شود . فخار در ادامه گفت : من خودم شنونده برنامه رایویی بودم که یکی از مسوولین از حل کامل این مشکل سخن می گفت اما الان نتیجه چیز دیگری است ببینید مشکل کجاست تا حل شود شما می خواهید 20 مغازه را جابجا کنید بعد از 5 سال هنوز هیچکار نکردیم . کما این که من شنیده ام که مسکن و شهرسازی در تفاهمنامه ای جداگانه با مجمع امور صنفی تصمیم به اجرایی کردن این کار دارد که البته من به انجام آن با تعرفه های پیشنهادی خوشبین نیستم . در پایان این بحث موضوع نمایشگاه بین المللی نیز مطرح شد که به اتفاق آرا مصوب شد با توجه به مشکلات ترافیکی و محدودیت های ایجاد شده در مکان فعلی نمایشگاه در خصوص اخذ زمین مناسب جهت ایجاد نمایشگاه بین المللی شهر و انتقال آن به خارج شهر پیگیری های لازم انجام شود .
مساله گزارش کار دو عضو شورا که مامور به تحقیق در مورد تعاونی مسکن در حاشیه کمربندی شده بودند نیز مطرح شد . در این گزارش آمده بود که بر اساس بررسی ها این تعاونی مسکن نیز که به همان ارگان قطع کننده درختان وابسته بوده نیز پروانه ساختمانی نداشته و علیرغم تذکرات شهرداری نسبت به ادامه ساخت اقدام نموده است . در این گزارش به عدم پرداخت عوارض آماده سازی این ملک اشاره شده و اینکه بدون مصوبه شورا اقدام به شروع کار نموده اند و از مبلغ عوارض اخذ پروانه ساختمان را که یکصد میلیون تومان بوده فقط 49 میلیون پرداخت کرده اند و هنوز هیچ اجازه شروع به کاری به ایشان داده نشده است . عضو دیگر شورای شهر نیز در این مورد گفت به جز این تعاونی ، هیچ تعاونی مسکنی در شهر وجود ندارد که بدون پروانه کار کرده باشد و شهرداری باید این مشکل را سریعا حل نماید . این عضو شورا با اشاره به این که پیش بینی می شود رکود در ساختمان سازی را در سال آینده در بیرجند شاهد باشیم از شهرداری خواست تا مطالباتش را از ادارات پیگیری نماید . وی افزود در مبحث ادارات ما هیچ قانونی نداریم که بخواهیم پول نگیریم یا کم بگیریم و چنانچه این پول اخذ نشود برای خود آن ارگانها نیز در دیوان محاسبات مشکل ایجاد خواهد شد . در حاشیه این بحث نیز مساله قطع درختان منطقه رحیم آباد برای احداث ساختمان استانداری توسط یکی از خبرنگاران مطرح شد که نیک در پاسخ به این سوال گفت : آنجا برای استانداری مشکل امنیتی داشته است و برای مسائل امنیتی کار لازم الاجرا بوده است . عضو دیگر شورا نیز ضمن انتقاد از این که عملا موضوع سایت اداری استان منتفی شده و هر اداره ای در یک جا از مناطق شهری برای خود ساختمان سازی می کند گفت : در ارتباط با ساختمان استانداری نیز پس از قطع درختان به کمیسیون اعلام شده است که این نیز تخلف محسوب می شود . در آن قضیه ابتدا کار خود را انجام دادند و سپس برای اخذ مجوز اقدام کردند . در صورتی که اگر ادارات خود را موظف به انتقال به سایت ادارای می کردند کلی از مشکلات ترافیکی شهر نیز حل شده بود . در ادامه در پاسخ به سوال یکی دیگر از خبرنگاران ، موضوع معرفی استانداری به دادسرا برای قطع درختان مطرح شد و حاضرین در جهت استیفای حقوق شهروندان خواستار پیگیری قضیه توسط شورا شدند . نامه شهرداری مبنی بر کمک نقدی 1 میلیون ریالی به کارکنان شهرداری نیز در این نشست مطرح شد که حاضرین در جلسه با اکثریت آرا آن را به تصویب رساندند .
عدم اجرای برخی مصوبات توسط شهرداری و تعلل در آن نیز بحث دیگری بود کع در این نشست مطرح شد که اعضا از رئیس شورای خواستند تا به شهردار نسبت لازم الاجرا بودن مصوبات شورا تذکر جدی دهد .
نامه فخار در ارتباط با پارکینگ طبقاتی خیابان جمهوری نیز قرائت شد که در این نامه از شهرداری خواسته شده بود تا املاک اطراف این پارکینگ را خریداری تا عرصه آن افزایش و جهت رفاه و استفاده مردم در یک یا چند طبقه از این پارکینگ مراکز فروش نیز بوجود آید که مورد استقبال اعضای شورا قرار گرفت و مصوب شد تا به شهرداری ابلاغ گردد . فخار در توضیح این طرح خود گفت ما با اینکار با یک تیر 2 نشان می زنیم و دیگر کلی هزینه را برای ساخت یک اسکلت بتنی صرف پارکینگ نمی نماییم . در پایان و آخرین مبحث مطروحه در نشست هفتگی شورای شهر نیز مهندس فخار از بازدید خود از خیابان دولت در شمال شهر گزارشی ارائه نمود و گفت : متاسفانه در شهریور ماه قرار شد این خیابان ظرف مدت 1 ماه توسط شهرداری آسفالت شود اما تا کنون بعد از گذشت 5 ماه هنوز فقط زیر سازی شده است و این یعنی بدقول کردن شورا . زنگویی نیز در واکنش به این مطلب گفت : ما به عنوان اعضای شورا بجای شهرداری از ساکنین خیابان دولت عذرخواهی می کنیم و قول می دهیم تا دستور تسریع در عملیات آسفالت را مجددا به شهرداری ابلاغ نماییم .
در بازار تلفن همراه شهر بیرجند چه می گذرد ؟
ما از کودکان 6 ساله گرفته تا افراد مسن 70 ساله مشتری داشته ایم
این روزها بازار تلفن همراه را ميتوان به عنوان یکی از پرمخاطبترین بازارها به حساب آورد . استان خراسان جنوبی و شهر بیرجند نیز از این قاعده مستثنی نیست . روند خرید و تعویض زود به زود گوشی تلفن همراه که بر اساس آمار مسولین کشوری سالانه مبالغ هنگفتی از ارز را از کشور خارج می کند کم کم دارد به یک فرهنگ نه چندان جالب تبدیل می شود که در این بین مسائلی حاشیه ای نیز خرید و فروش آن را تحت تاثیر قرار داده است . این حواشی که نیازمند توجه بیبشتر مسوولین امر می باشد حتی با وحود بحران اقتصادی و مشکلات بازار هنوز نتوانسته مانع از استقبال شهروندان از این پدیده شود . شاید دیگر خرید و فروش و خدمات تلفن همراه تبدیل به نیازهای اساسی مردم شده و آن را در اولویت های اولیه همچون مایحتاج غذایی ؛ پوشاک و .... گذاشته است .
بررسی وضعیت بازار خرید و فروش و خدمات خط و گوشی تلفن همراه بحث داغ گزارش امروز روزنامه است . بحثی که به گفته خیلی از فروشندگان گوشی گفتنش جهت بالا بردن اطلاعات مردم خالی از لطف نخواهد بود . برای شروع نیاز به گشت و گذار طولانی نیست چون با تخصصی شدن بازار تلفن همراه و تمرکز آن در منطقه مرکزی شهر می توان با گذراندن فاصله کوتاهی با تعداد زیادی از فروشندگان هم صحبت شد . شاید به جرات بتوانم بیش از 60 فروشگاه را فقط در حاشیه 2 خیابان حکیم نزاری و منتظری بر شمرد و چه بسا که بیش این تعداد در خیابان های دیگر نیز پراکنده باشند . در ابتدا به سراغ نوری مقدم مدیر یکی از این فروشگاه ها می رویم او که در انتهای فروشگاه در حال بررسی سایت ها برای درآوردن اطلاعات جدید پیرامون گوشی های همراه جدید است در پاسخ به سوال گزارشگر ما پیرامون بیشترین اقبال به تلفن همراه می گوید : بیشتر مخاطبان ما قشر جوان هستند که سریعتر هم اقدام به تعویض گوشی هایشان می نمایند . البته پس از واگذاری خطوط جدید شاید حدود 10 تا 15 درصد از مشتریان ما قشر روستایی هستند که به تازگی خدمات تلفن همراه در روستای محل اسکانشان راه اندازی شده است . نوری مقدم در پاسخ سوال دیگر گزارشگر مان مبنی بر کیفیت تلفن همراه و سلایق شهروندان می گوید : بیشترین فروش ما به ترتیب مربوط به گوشی های مدل نوکیا ، سونی اریکسون و سامسونگ است . سلیقه مشتریان هم متفاوت است معمولا خانم ها فقط به زیبایی گوشی توجه دارند و هر چه از کیفیت آن برایشان دلیل بیاوریم فقط زیبایی را می پسندند اما در مقابل قریب به 70 درصد مشتریان مرد ما به کیفیت همراه توجه دارند مثلا برای قشر زیادی از خریداران ، کشور سازنده بسیار مهم است حال آنکه این گوشی ها از نظر کیفیت هیچ تفاوت خاصی ندارند مگر برخی ها که آنهم با برند و لیبل قلابی توزیع می شوند . ما در بازار شاهد اختلاف قیمت های شدیدی در این موضوع هستیم که فروشندگان ما می توانند با ارائه اطلاعات تخصصی به خریداران ، سطح دانش آنها را برای خرید بهتر افزایش دهند . نوری مقدم متوسط خرید و فروش گوشی همراه در بیرجند را برای هر روز حدود 500 دستگاه گوشی تخمین می زد و می گفت معمولا افراد اقبال به گوشی های سطح قیمت متوسط دارند مثلا ما گوشی 30 هزار تومانی هم عرضه می کنیم و در کنار آن گوشی های جدید با قیمت قریب 500 هزار تومان هم در ویترین داریم اما اقبال عمومی بیشتر با گوشی هایی در رنج قیمتی بین 80 تا 120 هزار تومان است .
از او در مورد مدت کارکرد هر گوشی و زمان متوسط تعویض گوشی در شهر بیرجند می پرسیم که اینگونه پاسخ می دهد : به طور معمول هر گوشی همراه حداقل 3 سال کار مفید می کند حال اینکه برخی افراد با توجه به نوگرایی و تنوع طلبی هر چند وقتی گوشی همراه خود را عوض می کنند مثلا ما خودمان مشتری ای داریم که هر ماه جدیدترین گوشی روز بازار را خرید می نماید . او می گوید اگر بخواهد یک آمار کلی بدهید حدود 10 تا 15 درصد مردم گوشی های خود را هر چند وقت تعویض می نمایند و ما بقی تا پایان عمر مفید گوشی از آن استفاده می کنند یا به دلیل مشکلاتی گوشی از دور خارج می شود و قابل تعمیر نیست که این آمار هم بیش از 2 یا 3 درصد تجاوز نمی کند . او آمار کسانی که هر ماه گوشی شان را عوض می کنند حدود 5 درصد این افراد دانست .
از او می پرسیم که هر چند وقت یک گوشی جدید به بازار همراه می آید و بازار بیرجند تا چه اندازه به روز است که در جواب بیان می کند : به طور متوسط هر هفته یک مدل جدید گوشی همراه وارد بازار می شود و به این ترتیب هم یک یا چند مدل از مد می افتند و باز افراد برای گوشی جدید به ما مراجعه و تقاضای تعویض دارند که در این خرید و فروش های سلیقه ای ضرر و زیان زیادی به خریدار وارد می شود . مثلا وقتی کسی گوشی خود را برای فروش به اینجا می آورد ما آن را با کسر 30 درصد قیمت روز بازار از آن می خریم در ضمن این گوشی از زمان خرید تا زمان فروش دچار افت قیمت حدودا 20 درصدی هم می شود که عملا خریدار برای خرید گوشی جدید و تعویض گوشی قبلی خود حدود 50 درصد ضرر می کند اما میل به این تعویض و خرید و فروش میلی غیر قابل فرکش شدن است و در برخی افراد حتی اگر 100 درصد هم ضرر باشد باز هم اینکار را می کنند .
سوال دیگر ما از این فروشنده در باب خدمات شرکت های تولید کننده گوشی است که او وضعیت را بسیار اسفبار می داند و می گوید بارها شرکت های گارانتی به ما اعلام کرده اند که نفرستید که ما خدمات نمی دهیم و فقط این گارانتی ها عنوانی کاذب برای جذب مردم برای خرید است کما اینکه در 90 درصد از موارد مراجعه شده برای گارنتی مشکل پیش آمده در قالب قوانین گارانتی نمی گنجد و آنهایی هم که قبول می شود به ندرت به نتیجه می رسد .
نوری مقدم حرف های جالبی هم در ارتباط با گروه های سنی مشتریانش داشت و می گفت : ما از کودکان 6 ساله گرفته تا افراد مسن 70 ساله مشتری داشته ایم که این نشان از فراگیر شدن تلفن همراه و نفوذ آن تا لایه های تهتانی جامعه است . عده ای از این مشتریان گوشی را برای زیبایی می خرند ، گروهی برای دوربینش ، گروهی برای بازی و آهنگ و قشری هم برای استفاده ارتباطی آن را تهیه می نمایند که گروه های اول تا سوم بر گروه آخر می چربند .
او در زمینه خدمات تلفن همراه نیز می گفت : ما روزانه بیش از 100 عدد مراجعه برای خرید کارت شارژ ایرانسل داریم که البته با توجه به فراوانی و گستردگی آن مشکلی نداریم اما در زمینه خطوط اعتباری همراه اول با توجه به اینکه فقط دفاتر خدماتی مخابرات این کارت ها را عرضه می کنند و به سهولت در دسترس مردم نیست شهروندان بسیار ناراضی هستند . در پایان از او خواستیم تا به عنوان یک پیام به همکارانش و خریداران در زمینه خرید و فروش گوشی همراه حرفش را به پایان برساند . او هم با تاکید بر این سه کلمه گفتگو را به پایان رساند .
انصاف ، قیمت خوب ، اطلاعات کافی
در ادامه به سراغ نمایندگی اپراتور ایرانسل در شهر بیرجند رفتیم تا حرف های مسوول این فروشگاه را هم بشنویم . از او در باب تعداد مشترکین ایرانسل در شهر بیرجند می پرسیم و او در جواب می گوید : ما در محدود شهر بیرجند قریب به 60 تا 70 هزار مشترک داریم که از خدمات اپراتور ایرانسل استفاده می کنند . او علت انتخاب ایرانسل را توسط تعداد زیادی از مشترکین خدمات و طرح های تشویقی این اپراتور است که به طرق مختلف رضایت استفاده کننده را جذب می نماید . مالکی در ادامه می گوید حتی برخی از مشترکین ما 2 گوشی دارند و در کنار خط همراه اول خود از ایرانسل و خدمات آن هم استفاده می کنند و تعدادی نیز بعد از ورود این اپراتور اقبال زیادی به سوی گوشی های دو سیم کارته پیدا کرده اند تا طرح های جالب این خط ها را هم داشته باشند .
از او در ارتباط با میزان استفاده مردم از این خدمات می پرسیم که در جواب می گوید : قریب به 70 درصد مشترکان ایرانسل از این طرح ها و خدمات استفاده می کنند . مثلا ما 10 درصد از خرید و فروش و یا تعویض فروشگاه مان مربوط به کسانی است که می خواهند بخاطر استفاده از سیستم MMS گوشی دارای این امکانات را بخرند و از این قبیل زیادند کسانی که برای استفاده از این طرح ها به سایر فروشگاه ها هم مراجعه می کنند .
او در می گوید در حالی که خدمات خطوط همراه اول اعتباری بسیار ضعیف است و بعضا حتی پیام هم نمی فرستد کارت شارژ این خطوط نیز در دسترس نیست و فقط توسط مراکز خاص و معدودی ارائه می شود .
مالکی می افزاید : ایرانسل هم اکنون یک سیم کارت را به مبلغ 7 هزار تومان عرضه می کند که در کنار آن با هدیه های جانبی که می دهد و شارژ های رایگان آن با آن مبلغ شما صاحب 2 سیم کارت ایرانسل به همراه هزار تومان شارژ هدیه می شوید .
این نمایندگی شرکت ایرانسل در ارتباط با خدمات شبکه ای و دکل های این اپراتور نیز خبر های خوبی داشت و با استناد به قول مسوولین این شرکت از راه اندازی دکل در تمام شهرهای خراسان جنوبی و تقویت آن خبر داد .
گفتگو با او را از جایگاه نمایندگی ایرانسل به پایان می رسانیم .
از او می خواهیم تا از تفاوت قیمت های در بازار تلفن همراه برایمان بگوید . مالکی تفاوت قیمت یک گوشی را در کل بازار بیرجند بیش از 2 یا 3 هزار تومان نمی داند و می گوید با وجود تعدد فروشگاه ها دیگر فروش گوشی یک امر رقابتی شده و اگر کسی گران بقروشد مشتری از فروشگاه کناری ارزانتر می خرد . از اشاره او به تعدد فروشگاه ها استفاده می کنیم و آمار این صنف را در شهر از او می پرسیم . پاسخ او به این سوال قطعی نیست اما حدودا 100 فروشگاه را در شهر تخمین می زند که به گفته خودش بالاتر از ظرفیت بیرجند است و حجت این ادعای خود را تعطیلی یک فروشگاه در هر هفته بیان می کند .
مالکی در ادامه در رابطه با معیار های خرید گوشی توسط شهروندان می گوید : مشتری همیشه بر داشتن بلوتوث ، مموری بالا و کیفیت دوربین تاکید دارد و کم کم آنتن دهی از درجه اهمیت کمتری برخوردار خواهد شد .
از او خداحاقظی کردم و قصد ترک فروشگاه را داشتم که صحبت های یک مشتری نظرم را جلب کرد . جالب بود که دلیل حضورش در آنجا تعویض گوشی همراه بود و دقیقا عین واژه ای که به فروشنده گفت این بود : یک گوشی 5310 دارم و یک n 80 ، هر دوی آنها را می دهم یک گوشی n 81 به من بدهید .
کنکاش جذابی بود در بازار تلفن همراه شهر ؛ که ارائه ان به شهروندان نیز ضروری بود . در راه بازگشت به دفتر روزنامه سر راه به یکی از فروشگاه های همسایه دفتر کارمان هم سر می زنیم . او که گویا از جرات و جسارتی کمتری برای ارائه اطلاعات نسبت به همکارانش برخوردار است و دلیلش را هم کم و بیش وضع مالیات بیشتر می داند نیز درگوشی و به قول خودش زیر آبی اطلاعاتی به ما می دهد . او سود 2 تا 3 هزار تومانی را تکذیب و حداقل درآمد از فروش گوشی را بین 5 تا 10 هزار تومان اعلام کرد . او همچنین در مورد تفاوت گوشی ها هم حرف های جالبی زد و می گفت در بازار گوشی ها چند مدل اند برخی ساخت کشورهای صاحب تکنولوژی مانند مجارستان هستند که خوبند بعضی نیز با لیسانس آن کشورها کار می کنند مانند گوشی های چینی که آنها هم مثل نوع اول خوبند اما در همین نوع دوم که اغلب چینی هستند 3 درجه کیفی وجود دارد یک مدل که کلا قلابی است و به قول خودش دارای اصالت نیست گروه دوم از گروه اول بهتر است اما کیفیت گوشی اصلی را ندارد اما گروه سوم گوشی های چینی که قبلا هم گفتم کیفیتشان خوب و تحت لیسانس گروه اولند که هیچ تفاوتی با گوشی اصلی ندارند . این فروشنده تعداد کل گوشی های قلابی را بیش از 5 درصد نمی دانست و تشخیص کیفیت اصلی گوشی را متغییر انصاف و صداقت فروشنده دانست .
سخنان فروشندگان و ارائه دهندگان خدمات تلفن همراه را شنیدیم و به عقیده مان دیگر نیازی به تحلیل توسط ما نیست . ما نیز امیدواریم این اطلاعات برای همشهریان عزیز در جهت خرید و انتخابی بهتر مفید واقع گردد
بالاخره 5 تومانی دانه ای چند !؟
سکه 5 تومانی ، کلاه جدید کلاهبرداران حرفه ای
برنده این بازی پیچیده کیه ؟
ببخشید من یک تحقیق دارم باید تعدادی سکه 5 تومانی زرد جمع کنم اگر شما دارید از شما خواهم خرید . سلام همسایه من نذر دارم 50 تا سکه 5 تومانی زرد پخش کنم شما که احیانا تو خونه جایی ندارین ؟ ببخشید اگه سکه 5 تومانی دارید لطف کنید برای تلفن همکانی می خوام . اینها همه مدلهای رایگان کسب یک کالای تازه پر ارزش شده است که این روزها حتی دوست و رفیق هم بخاطر اون سر هم دیگه رو کلاه می زارن و اما آخرین مدلش که امروز رخ داد اینجوری بود که خبرنگاری رفت و گفت من از روزنامه آوا آمدم دارم در مورد 5 تومانی گزارش می گیرم یه چند تایی ندارین بهم بدین ...
آنچه که بالا خوانید همه حرف هایی که این روزها داخل شهر پیچیده است و هر روز دارد گسترده تر می شود البته حال پس از پس پخش خبر به صورت گسترده دیگر کمتر کسی در شهر پیدا می شود که سکه اش را رایگان به کسی بدهد . دوستی می گفت من خودم 5 عدد سکه را دانه ای 2000 تومان فروختم حال آنکه دیگری در جوابش گفت : ضرر کردی من دانه ای 10000 تومان فروخته ام . مشخص نیست که این قیمت بالاخره به کجا می رسد . البته گزارشها حاکی از آن است که نوسانات قیمت این مدل سکه این روزها آنچنان شدید شده است و رشد قیمت داشته است که حتی برخی مطلعان احتمال ضرب تقلبی بودن سکه 5 تومانی را هم می دهند که با وضع موجود این احتمال دور از ذهن هم نخواهد بود . البته این روند به 10000 تومان هم ختم نشد چرا که یکی گزارشگر ما از نهبندان خبر داد که این سکه هم اکنون در نهبندان تا 40000 تومان هم معامله شده است . براستی این قیمت تا کجا افزایش خواهد داشت . به همین منظور به سراغ چند شهروند ، مسوول و چند کارشناس فلزات نیز رفتیم تا قضیه را از نزدیک جویا شویم .
شجاعی ؛ کاسب خیابان حکیم نزاری می گوید که کودکان افغانی که گویا واسطه هستند آنها را برای دلالانی که به قول خودشان در میدان امام مستقر شده اند به قیمت 500 می خرند و 600 می فروشند . دیوانی جوان دیگری است که مخاطب گفتگوی ماست او که گویا اطلاعاتش از نفر قبلی کاملتر است و خودش نیز چند سکه برای فروش گیر آورده است از مبلغ 100 هزار تومانی این سکه در زاهدان خبر می دهد و با بیان اینکه اگر به چابهار برسد خیلی بالاتر از 100 هزار هم می خرند این کار خود را توجیه می کند .
برای بررسی بیشتر به حاشیه میدان امام می رویم جایی که گویا در آن به قول کسب از شیر مرغ تا جان آدمیزاد معامله می شود و از محل خرید این سکه ها جویا می شویم . همه منکر می شوند و اظهار بی اطلاعی می کند اما زمانی که اطمینان می کنند که مامور نیستیم با ما کمی راحتر سخن می گویند . پیرمرد دست فروش می گوید : دیشب چند نفر آمده بودند و هر سکه را 5 هزار تومان می خریدند اما الان که اینجا نیستند . به داخل بازار می رویم تا انجا هم پرسجویی بکنیم . یکی از کسبه می گوید : چند روز است که کودکان افغانی به تک تک مغازه ها مراجعه می کنند و این سکه ها را دانه بین 2 تا 10 هزار تومان می خرند . یکی دیگر از کسبه که گویا شانس بزرگی را هم از دست داده بود می گوید : هفته پیش یکی از کودکان افغانی به همراه پدرش که در بازار دست فروشی می کند به مغازه من آمدند و از انجا که می دانستند در مغازه تلفن سکه ای 5 تومانی دارم از من تقاضای سکه کردند من هم قلک را باز کردم و 6 عدد از آن سکه ها را به او دادم او هم فقط 30 تومان سکه درشت به من داد حالا متوجه شدم که دلیل اینکارشان چه بوده است
شهروند دیگری که در بازار در خال گذر بود نیز به خبرنگار ما گفت : شنیده ام که در مرز ایران و افعانستان 3 کیسه حاوی این سکه ها را از افغانی ها گرفته اند .
خسروی از دست اندرکاران اشیاء عتیقه نیز به خبرنگار ما گفت : علیرغم شایعه هایی مبنی بر وجود سکه های عتیقه در داخل 5 تومانی های زرد بین سال 60 تا 65 ظاهرا آنچه که به حقیقت نزدیک تر است این است که این سکه ها به پاکستان ارسال و در آنجا پشت و روی آن را می تراشند و صاف می کنند و به آن لعاب طلا می زنند و به عنوان سکه به کشورهای دیگر برای فروش می فرستند
یکی از شهروندان نیز به خبرنگار ما گفت : روز گذشته در تمامی مراکز خیریه شاهد حضور مردمی بودیم که خواهان دریافت سکه به عنواین مختلف بودند و حتی من شنیده ام چندین صندوق صدقات را به این منظور به سرقت برده اند . شهروند دیگری می گفت : من مطمئن هستم که خبری هست چون شنیده ام مسوولین کمیته امداد به ماموران خود گفته اند سکه ها را فقط به بانک تحویل دهند و به کسی ندهند .
از تمام اینها هم که بگذریم اخبار جذاب تری هم شایع شده است که چراع عای تلمبه ای قدیمی و چرخ های مارشال نیز به طور غیر قابل باوری به مبلغ 1 میلون تومان و بعضا بیشتر هم معامله می شود .
برای بررسی بیشتر قضیه به سراغ یک طلا ساز در بازار بیرجند می رویم که به قول معروف آب پاکی را روی دستمان بریزد و بگوید طلا هست یا نیست . عدالتیان که در بازار بیرجند به این حرفه مشغول است میهمان گفتگوی چند لحظه ای ماست . از او در ارتباط با عیار طلای موجود در سکه ها می پرسیم که با خنده جواب می دهد : من برای کسب اطمینان یکی را ذوب کرده ام باور کنید این سکه ها همان 5 تومن هم نمی ارزد . گویا او به عنوان یک کارشناس فلزات گرانبها از صبح جواب خیلی دیگر از اذهان پرسشگر دیگر را هم داده بود . او می گوید این سکه آلیاژی از مس و برنج است که احتمالا برنز نام دارد و هیچ ارزشی ندارد و تازه اگر طلا داخل این سکه ها می بود که از اول آن را برای 5 تومانی ضرب نمی کردند . آخر کاش یک مقدار نقره می داشت که می شد خداقل همان 5 تومان می خریدیمش اما افسوس که همشهریان ما گریبانگیر این شایعات بیهوده شده اند از او خواستیم حالا که خود تحقیق کرده و به نتیجه رسیده یک حرف خودمانی با مردم بگوید تا مردم نیز گمراه نشوند و او می گوید : باور کنید این سکه ها هیچ ندارد . بدون شک این نیز یک بازی ساخته شده توسط اجنیان است مثل گولدکوئیست و هزار برنامه دیگر . اینها می آیند بازار سیاه درست می کنند تا قیمت برود بالا بعد خودشان با قیمت بالا می فروشند و ساده لوحان معرکه در منجلاب این کلاه برداری می مانند . این کیسه جدیدی است که عده ای کلاهبردار برای خود دوخته اند . مراقب باشید شما گول نخورید .
مرد دیگری که آنطرف تر ایستاده بود و حرف های ما را می شنید به میان می اید و می گوید خالا این سکه ها هیچ ندارد من شنیده ام که می گویند میله های وسط چرخ خیاطی را اگر داشته باشید خیلی ارزشمند است و در هواپیماها از آن استفاده می کنند . او حتی راه تست کردن برای اصل یا قلابی بودن این میله ها را هم از یک جوشکار ساختمان شنیده بود و می گفت اگر این میله از کنار موبایل رد کنی و انتن موبایل قطع شود میله اصلی و گرانبهاست .
نمی دانم باید گزارش را به چه تحلیلی به پایان برسانم اما آنچه که قوع تعقل من می تواند به این قضیه تشبیه کند جز یک کلاهبرداری حرفه ای نیست . پس گول این حرف ها را نخوریم و با قدری تفکر به این موضوع برسیم که آیا با این وضع که یک سکه را 100 هزار تومان معامله می کتتد می توان گفت سکه ی برنز از طلاگرانتر است ؟ شاید در پس این پرده دست هایی شوم مشغول اند
زنگویی ، عضو شورای شهر بیرجند :
تا کی می خواهیم
نیازهای اولیه را رها
و پارک بسازیم ؟
شهرداری به عنوان عیدی به شمال شهري ها ،
بلوار موسی ابن جعفر را تا پایان سال آسفالت نماید
جلسه هفتگی و علنی شورای اسلامی شهر بیرجند با بررسی در خواست های ارسالی به شورا و تبیین نظرات اعضای طبق معمول هر هفته ، 5 شنبه گذشته در محل ساختمان شورا برگزار گردید . در این جلسه که با حضور 6 تن از اعضا و جمعی از خبرنگاران رسانه های محلی تشکیل شده بود نامه ارسالی از سوی راهنمایی و رانندگی استان مبنی بر درخواست همکاری جهت چاپ بروشورهای آموزشی تبلیغاتی ویژه ایام نوروز مطرح شد که پس از بیان نظرات اعضا مبنی بر نیاز همکاری در پروژه های فرهنگی این طرح به تصویب رسید . هر چند که در این بین فروزانفر رئیس شورای اسلامی شهر با استناد به گفته شهردار که بودجه نداریم از مخالفان طرح بود اما با دفاع نیک عضو دیگر شورا و اشاره او به بودجه های کلان و کمک های دولتی که به شهرداری داده شده این در خواست راهنمائي و رانندگي مصوب شد. زنگویی نیز از مخالفان دیگر این طرح بود و از شورا خواست برای کار فرهنگی مد نظر شورای شهر فقط خدمات فرهنگی ارائه دهد و در زمینه مالی جز ‹‹یک آرزوی موفقیت›› کار دیگری انجام نشود اما با توجه به تعداد بیشتر موافقین این کمک به تایید شورا رسید و با نظر اعضا با اکثریت آرا اختصاص مبلغی جهت همکاری با این ارگان مصوب شد .
شهرداری به زیرساخت ها و نیاز های مردم توجه کند
دومین و جنجالی ترین موضوع مطروحه این جلسه ، تخلف دیگر شهرداری در نامگذاری و احداث پارک در حاشیه میدان موزه بود که بدون نظر شورا اقدام به احداث و نامگذاری آن به نام پارک مشاهیر نموده بود . پس از طرح این نامه تک تک اعضا که گلایه خود را از عدم هماهنگی و باخبر شدن ایشان در جایگاه تصمیم گیران مسائل شهری از این نامگذاری از طریق روزنامه های محلی به ریاست شورا انتقال دادند . فروزانفر گفت : البته من نیز با تاخیر در مراسم افتتاح این پارک حضور پیدا کردم و متاسفانه در جریان نامگذاری آن نبودم . طرح این موضوع که ، با توجه به اینکه به شهرداری ابلاغ شده است بدون مصوبه شورا کاری انجام ندهد ولی باز هم بدون اطلاع شورا شهرداری تخلف می کند موضوع غالب این جلسه بود . نیک ضمن بیان این مطلب که در تمام شهرهای کشور حتی کوچکترین مسائل شهری با کسب مجوز از شورا انجام می شود اما شهرداری بیرجند هر فعالیتی را بدون هماهنگی پیش می برد، اعتراض خود را به شهرداری اعلام کرد. وی ضمن اشاره به پروژه جدول گذاری و تعریض پیاده رو های خیابان معلم گفت :آیا این طرح به تصویب شورا رسیده است که هم اکنون در حال اجراست ؟ در ادامه زنگویی ضمن تذکر این مطلب که ساخت پارک شهرداری نسبت به اخذ مجوز از شورا مصون است گفت: منتهی تا کی می خواهیم نیازهای اولیه را رها و پارک بسازیم . فخار ؛ عضو دیگر شورای شهر نیز ضمن تایید این مطلب گفت : متاسفانه شهرداری فقط پیگیر کارهایی است که به چشم بیاید ولی اصلا به زیرساخت ها و نیاز های مردم توجه ندارد آخر تا کی می خواهیم پارک بسازیم . ما در شهر از نظر پارک دیگر نیاز ضروری نداریم اگر هم باشد اولویت هایی دارد نه هر جا که شهرداری بخواهد. در حال حاضر آسان ترین کار در شهرسازی احداث پارک است که فقط توسط 2 استاد کار و چند کارگر به راحتی ایجاد می شود ولی آیا این درست است که ما آسفالت های خیابان هایمان را نبینیم و فقط پارک بسازیم ؟ فخار با ذکر این مطلب که ما باید تراکم ساخت پارک ها را هم در نظر بگیریم و بر اساس آن نیاز های جدید را اولویت بندی کنیم ضرورت بحث کارشناسی این موضوع را به اعضای شورا گوشزد نمود .
زنگویی نیز با اصلاح حرف خود در زمینه مصونیت شهرداری در ساخت و ساز ها نیز گفت : البته در جلسات قبلی مقرر شد که شهرداری تا اطلاع ثانوی پارک نسازد و فضای های موجود را حفظ کند. فروزانفر نیز که با توجه به اعتراضات شدید اعضا به این روند از قول مساعد شهرداری نسبت به تغییر نام پارک مشاهیر به نام مورد نظر شورا خبر داد که اکثریت اعضای شورا ضمن بی فایده دانستن این کار پس از صرف بودجه های کلان جهت ساخت یک پارک در محلی خارج از اولویت بندی ها ، هدف اصلی خود را از اعتراض به این طرح عدم تناسب آن محل برای ایجاد پارک معرفی مشاهیر دانستند. نیک در ادامه گفت : به نظر من شهرداری ما را مسخره کرده است ، پارک را درست کرده اند حالا می گویند تابلویش را عوض می کنیم . پس تکلیف سرمایه های مردم که به دست ما سپرده اند چه می شود . آیا به همین راحتی می توان از این قضایا گذشت . نیک در ادامه می افزاید : بالاخره یکبار باید جلوی شهرداری گرفته شود . او همچنین خواستار تدوین طرح جامع فضای سبز شهری بیرجند شد . در ادامه میری ، دیگر عضو شورای شهر بیرجند با بیان این مطلب که با این وضع می خواهیم به کجا برسیم گفت : باید ما نیز چون سایر شهر ها افق 1404 را برای شهر ترسیم کنیم و ببینیم که در پایان این مدت باید به چه معیارهایی برسیم و من می گویم شهرداری بیاید طرح بدهد تا ما مصوب کنیم .
شورا مشاور بگیرد تا کارها هم بصورت کارشناسی انجام شود
فخار در پاسخبه این اظهار نظر اعلام كرد که متاسفانه شهرداری به دلیل فقدان نیروهای کارشناسی نمی تواند طرح بدهد بهترین کار این است که شورا مستقلا در این زمنیه ها مشاور بگیرد تا کارها هم بصورت کارشناسی انجام شود . او گفت ما باید با دعوت از کارشناسان خبره و مشاوران متخصص بر مبنای بودجه و سرانه شهرسازی طرح جامع فضای سبز و پروژه ها شهری البته با اولویت بندی را تهیه کنیم . یکی دیگر از اعضای شورا در این بین گفت : اگر شهرداری کار خود را انجام دهد که طرح های ما فایده ای ندارد باید بازهم تاکید شود که هر گونه کارکرد شهرداری مجوز شورا را داشته باشد و ابتدا پیشنهاد شهرداری در شورا مصوب و سپس اجرا شود . میری در ارتباط با تخلفات شهرداری نیز افزود : تا کنون اشتباهات زیادی انجام شده ولی از این به بعد باید شهرداری مصوبه بگیرد . پس از بحث تقریبا طولانی بر روی این نامه مطرح شده نهایتا اعلام شد که نام مشاهير متناسب با پارك مذكور نيست و جهت نامگذاری پارک شهرداری پیشنهادات خود را به شورا اعلام نماید . در ادامه بحث تحقیق و تفحص از سازمان آمار شهرداری بیرجند مطرح شد که مجددا مصوب گردید برای تحقیقات بیشتر فخار و ناصری ، دو عضو شورا این مسوولیت را با همراهی یک کارشناس مالی زبده انجام دهند .
مردم باید تا کی گول این طرح جامع ما را بخوردند
نامه مهندس فخار برای اولویت دهی به آسفالت بلوار موسی ابن جعفر ، خیابان نارنج ، سپیده و ملاصدرا از دیگر موضوعات مطرح شده در جلسه بود . که با مخالفت میری مواجه شد . این عضو شورا با بیان اینکه ما نباید فقط اهتمامان را به مناطقی خاص داشته باشیم زیرا وضعیت آسفالت در تمامی شهر خراب است گفت : به نظر من ما باید طرح جامع آسفالت کل شهر را بریزیم . او همچنین گفت وضعیت نامطلوب آسفالت مشکل کل شهر است نه چند بلوار خاص که ما بخواهیم روی آن تمرکز کنیم . رئیس شورا شهر نیز در این زمینه گفت : شهرداری اعلام کرده است که ما به اندازه آسفالت تمام شهر قیر ذخیره داریم و از سال آینده شروع خواهیم کرد . فخار نیز در دفاع از نامه خود گفت : من به عنوان منتخب مردم نمی توانم از این قضیه چشم پوشی کنم مردم شمال شهر و مناطق محروم آنجا همان هایی هستند که به امید همین فعالیت ها ما را انتخاب کرده اند و اکنون ما در شورا فقط با حرف های دهن پرکن طرح جامع و ... که تا کنون هیچ وقت عملی نشده است کارها را توجیه کرده ایم . من همین نامه را دقیقا یکسال پیش هم دادم و باز هم جواب این بود که باید در طرح جامع دیده شود پس مردم باید تا کی گول این طرح جامع ما را بخوردند .من نسبت به تمامی اهالی شمال شهر احساس وظیفه می کنم و معتقدم کسی که عوارضش را پرداخت می کند و مشکلی در شهر دارد او نباید به ما مراجعه کند ما باید برای حل مشکلش به او مراجعه کنیم . ما در شورا بارها موضوع آسفالت بلوار موسی ابن جعفر را مطرح کرده ایم اما کسی گوشنمی کند ولی می بینیم که در کنار همان بلوار بستر رودخانه که هیچ نیاز ضروری ندارد آسفالت می شود و من نمی دانم این به چه معنا است . نباید خدمات مان بین شمال شهر و جنوب شهر متفاوت باشد . این را من بارها گفتم اما پیگیری نمی شود . نمی دانم کار از کجا می لنگد ؟
سنگ بزرگ نشانه نزدن است
ناصری ، دیگر عضو شورای شهر هم که نسبت به وضعیت آسفالت شهر معترض بود گفت : طی بررسی هایی که انجام داده ام متاسفانه اصلا آسفالت صحیح انجام نمی شود و سریعا پس از مدتی نشست می کند زیرا برای این مسائل کارشناسی انجام نمی شود . یکی از اعضای شورا در پاسخ به این گفته می گوید : شهرداری هر چند وقت مصوبه جذب نیروی کارشناسی می گیرد پس این کارشناسان کجایند که به این مسائل برسند آخر تا کی می خواهند سرمایه های مردم حیف و میل شود . ناصری در ادامه گفت: خود شهرداری می داند که اینجور آسفالت در خیابان ها اشتباه است اما همانگونه که خود می خواهند عمل می کنند. نیک نیز در واکنش به این طرح که شهرداری سال آینده می خواهد تمام شهر را آسفالت کند؛ گفت : سنگ بزرگ نشانه نزدن است و من به شهرداری خوش بین نیستم . او در پاسخ به صحبت های عضو شورا در مورد طرح جامع آسفالت خیابان ها می گوید : متاسفانه ما آنقدر کلان می بینیم که هیچ گوشه ای از آن هم اجرایی نمی شود . فخار نیز برای بستن موضوع در نطق پایانی خود می گوید : وقت انتخابات شورا پاتوق اصلی ما شمال شهر است اما حالا که پا به شورا گذاشته ایم فراموش می کنیم . من برای همین مردم اینجا هستم و حق مردم مظلوم شمال شهر را می خواهم . اگر هر اولویت بندی هم باشد باز هم اولویت با آنجاست . میری می گوید : پس باید از شهرداری بخواهیم این طرح را با اولویت بندی برای شورا آماده نماید تا ما نیز مصوب کنیم . فخار در پاسخ می گوید : باور کنید این کارها الفبای شهر سازی است و شهرداری تا کنون هیچ کار نکرده است و این بدان معنا است که اصلا اینها اینکاره نیستند . مگر شهردار به همین شورا قول نداد که کمیته نماسازی شهر را ظرف یکماه تشکیل دهد اما الان 9 ماه می گذرد ولی شهردار هیچ توجهی نکرده است . زنگویی نیز می گوید: ما برای شهرداری برنامه ای تدوین خواهیم کرد و مهلت خواهیم گذاشت اگر اجرا نکند اقدام جدی خواهیم کرد . در پایان این بحث و پس از تبادل نظر های فراوان مصوب شد که شهرداری به عنوان عیدی به شمال شهر ، بلوار موسی ابن جعفر را تا پایان سال آسفالت نماید . و در غیر اینصورت شهرداری باید پاسخگو باشد . در پایان جلسه هم نامه اداره برق مبنی بر بدهی شهرداری بابت اشتراک برق مصرفی مطرح شد که مقرر گردید شورا نامه ای به این اداره ارسال تا مبلغ فوق با حق الارض تیرهای برق این اداره تهاتر و تصفیه شود . شایان ذکر است در این جلسه نامه ارتش جمهوری اسلامی در خصوص زمینهای پادگان نیز مطرح گرديد که مقرر شد طی جلسه ای با سازمان مسکن و شهرسازی و فرماندهی مرکز آموزش 04 این موضوع بيشتر بررسی گردد.شايان ذكر است از آنجا که بنا بر درخواست های شهروندان عزیز مبنی بر اطلاع رسانی دقیق و به موقع و پرهیز از کلی گویی در درج اخبار شورا و اطلاع از نظرات آراء منتخبانشان مشروح کامل جلسه این هفته درج می گردد .
تلنگری باید ! فردا دیر است !!
پله های ترقی یکی پس از دیگری کنده می شوند و جوامع رو به عقب می تازند ، توقف را جایز و کمر همت به پسرفت بسته اند ، هر شکست را مقدمه ای برای شکستی دیگر می شمارند و کتابی کهنه را هنوز ورق می زنند و از پس هر نقص با راهبردی شکست خورده تر می آیند . اینجا همه به برگشت و سکون اعتقادی راسخ دارند ، اینجا چاله را سرپوش می نهند ، آن را پله ای به اعماق می زنند برای گامی نو ، اینجا از نقد می هراسند اینجا جامعه من است جامعه پویا اما خالی از پویایی . اینجا دل هیچکسی برای خودش هم نمی سوزد ، اینجا حرف به هیچ جایی نمی رسد . اینجا آخر دنیا است .
تا کنون نقد را نقد کرده ای ؟ شنیده ای که هر چه بگویند یا کذب است و یا غرض . یا تهمت است یا دروغ ! در جامعه ای احساس عضویت کرده ای که سعی بر اصلاح ساختار را ساختار شکنی بخوانند ؟ خواسته ای از بیرون به خود نگاه کنی ؟ خواسته ای بدانی سخنت را می شنوند یا بدانی گوش ها اینجا چه می شنوند ؟ خواسته ای برای فریادت دستی تکان دهند اما سکوت ، احاطه شان کرده باشد ؟ خواسته ای عقده دلت را بگویی اما کسی را نیابی ؟
اینها همه مقدمه ای بود بر روند رو به رشد پاسخ گریزی برخی مسوولین ، مسوولینی که به اشتباه مسولیت را ارث و خود را مورثی به حق می دانند که ماشین تشریفاتیشان از پل گذشته و هیچ راه تزلزلی در سلسله پادشهایشان را متصور نمی شوند ؟ براستی کدامین عامل باعث و مولد این اخلاق مدیریتی است ؟ آیا مقام و مسوولیت آنچنان جذبه تحریک کننده ای دارد که انسان حق جو را به بی تفاوتی گرایش دهد ؟ در کدامین کتیبه نوشته شده اقتدار مدیر ، در عدم انعطاف و نقد گریزی خلاصه می شود ؟ کدام رشته مدیریت ، مدیریت قائم به فرد را تدریس می کند ؟ براستی این قشر مدیران از کدامین نظام پیروی می کنند ؟
مدیر موفق مدیری است که نقد را سکوی برای پرتاب اندیشه ها و برنامه ها بداند نقد را سمباده ای برای جلای گوی مدیریتش بداند . نگذارد تا سلیقه ها بر ادله غلبه کند ، کارشناس باشد تا کارشکن ، شاید امروز فعالیتش را گروهی تحلیل می کنند و فردا پس از رفع کاستی ها ، قوت ها را جشن می گیرند ، مدیر نقد پذیر ، نقاد را مشاوری بی غرض می داند که به بهای رایگانی اندوخنه اش را با او تقسیم و بی هیچ منتی خدمتی را تقدیم می کند . تا کی می خواهیم نقد را با عینک بدبینی ببینیم ؟ از همین امروز هر نظر را چراغی بدانیم . بیاییم از بند دیوارهای آجرین بیرون آییم و اتاقمان را شیشه ای کنیم . همه را بشنویم و نقدها را نقادی کنیم . بگذاریم درهای اتاق های شیشه ای مان گذرگاه اندیشه های نو باشد . شاید منظره این پنجره از قاب عکس دیوار اتاق زیباتر جلوه کند ! تلنگری باید ! فردا دیر است !!
نامه یک پدر به فرزند دخترش
دخترم! امشب! برای تو می نویسم...
توانا بود، هر که دارا بود!
دخترم!
تو بعد از دوم خرداد، در فصل اصلاحات بدنیا آمدی، و بعد از سوم تیر، در فصل عدالت، به مدرسه می روی، و من امشب! در تنهایی، برای تو که معنی فصل ها را در سیاست نمی دانی و نمی توانی بخوانی، می نویسم. امیدوارم فردا که توانستی بخوانی، مرا لعنت و باز خواست نکنی، چرا که امروز، برای اولین بار، مجبور شدم تا بر خلاف عقیده و اندیشه ام، بخاطر وضعیت موجود و شرایط حاکم، راهی را برای تو انتخاب کنم، که بدرستی آن مطمئن نبوده، و به نادرستی آن اعتقاد دارم.
راهي كه شروع آن سقوط اندیشه من است، و نهایت آن سقوط تو.
دخترم!
چند روز پس ازبرگزاری جشن تاسف بار و سوال برانگیزعاطفه ها، جشنی که در آن داراها، با غرور و افتخارعاطفه خریدند، و نادارها با حسرت عاطفه فروختند، در اولین روز ورود به مدرسه، تو به اشتباه و بیگناه، در طبقه ای قرار می گیری که متعلق به آن نیستی.
مدرسه غیردولتی و انتفاعی، مدرسه طبقاتی است، و تو یکی از آن هزاران نفر محروم متعلق به طبقه بدبختی هستی، که با هزاران بدبختی و قرض و قسط ، سعی می کنند، ادای خوشبخت ها را در بیاورند.
دخترم!
امروز، با اولین گامی که برای رفتن به مدرسه و کلاس بر می داری، دروغ را بدون باور یاد می گیری، تو مجبوری تا در روند تقلید کورکورانه، ادای کسانی را در بیاوری، که با آنان در یک طبقه قرار نداری، تو مجبوری تا رنگت را پنهان کنی و به گونه ای دیگر، ببینی و بخندی! و اما فردا، در جامعه طبقاتی، تو که طبقه ای نداری، در رویارویی با حقیقت، چه خواهی کرد؟!
دخترم!
امروز هزاران هزار دختر کوچک و بیگناه، که مثل تو پاک و معصوم، صادق و مظلوم هستند، و با تو هیچ فرقی ندارند، بخاطر پدران فقیر و بیکار و محروم بدبختشان، که با پدر نفس بریده تو هیچ فرقی ندارند، وارد مدارس دولتی و کم امکاناتی خواهند شد، که سنگفرش زیبا و وسایل بازی و رایانه و تهویه مطبوع ندارد، دیوار کلاس و نیمکتهای آن رنگ و رورفته است، و تخته سیاه آن، جور دیگری، سیاه هست.
دخترم!
باور کن که اگر وضعیت امشب را نتوانی باور کنی، فردا بسیاری از چیزها را نیز نخواهی توانست که باور کنی.
تو در مدرسه طبقاتی، آموزش خواهی دید، اما تربیت نخواهی شد؛ چرا که با دروغ می توان آموزش داد، اما با دروغ ، تربیت نمی توان کرد.
با بذر دروغ، می توان کاشت؛ اما با داس دروغ، نمی توان درو کرد.
وقتی معلمی که خود در زیر خط و چتر فقر زندگی می کند، می گوید، بنویس: توانا بود هر که دانا بود!
تو اگر بفهمی، و نخواهی دروغ بنویسی؛ باید بنویسی: توانا بود هر که دارا بود! و اگر بجای بابا آب داد، بنویسی بابا قسط گاز داد. بابا قبض آب داد. بابا قبض برق داد. بابا جان بجای نان داد. می دانی معلمی که کیفش مملو از قبض های پرداخت نشده است، به تو چه نمره ای خواهد داد؟
دخترم!
حرف امشب من، به تو کودک بیگناه همین است. به آنچه که آموزش می دهند، زیاد مطمئن نباش! به آنچه که می بینی و می شنوی اعتماد نکن! بی چراغ وارد هیچ راهی نشو! بگرد و چراغی پیدا کن!
عدالت، آزادی، برابری و قانون، کلمات مقدس و ارزشمندی هستند، که به گونه های مختلف گفته و معنی می شوند، اما تو کدام معنی را یاد خواهی گرفت، و کدام معنی را باور خواهی کرد؟
عدالت، قانون، انقلاب و جمهوری اسلامی، وجود مدارس طبقاتی غیر انتفاعی را قبول و باور ندارند، و تو مجبوری، که بر خلاف قانون اساسی و عدالت اسلامی، راهی را بروی که درست نیست.
دخترم!
به نام و تابلو زیبای مدرسه نگاه نکن، نامها باهم فرقی ندارند،همه نامها مقدسند. اما نامهای مقدس، برای اهداف نا مقدس و کسب سود انتخاب شده اند، پشت هر نام، بسیاری مقاصد و اهداف نا مشخص پنهان است.
کدام امامی در فرهنگ مذهب عدالت محور شیعه، وجود چنین فاصله ای را قبول و توجیه می کند؟
پس نپرس و نخواسته باش که بفهمی، چرا نامهای مقدس، اهداف متضاد با افکار نامها را توجیه می کند؟
بسیاری ازمدارس و مجتمع های غیر انتفاعی، بر خلاف قاعده، پشت و در درون یک جریان سیاسی و جناحی و اقتصادی قرار گرفته اند.
امشب! پدرت که فکر می کند، بیشتر از تو می فهمد، گیج است، فردا! تو در این گیج بازار، چی خواهی شد؟
دخترم!
امشب من با این انتخاب نادرست، آگاهانه به تو دروغ گفته، و راه دروغ نشان داده ام، که دروغ راه نیز، بزرگ راهی برای رفتن است.
وقتی که ظهر با کفش قسطی و کیف خالی از مدرسه بیرون می آیی، در بسیاری از اتومبیلهای گرانقیمتی که منتظر هم کلاسی هـای طبقاتی تو هستند، دروغ خواهی دید، دروغ هایی بزرگ، که حتی نمی توانی یک لحظه به دروغ بودن آن شک کنی! و من با سادگی و حماقت بسیار، بسیار امید دارم که فردا، تو که امروز، دروغ می بینی و یاد می گیری، به من. به خودت. به شوهرت. به فرزندانت. و به جامعه دروغ نگویی.
دخترم!
تو در این سالهای آینده، به خدا، به عشق، محبت، انسانیت، وجدان، و بسیاری از کلمات مقدس که می شنوی، آن گونه که از تو می خواهند و توقع دارند، فکر خواهی کرد، اما آیا به شناخت نیز خواهی رسید؟
من نمی توانم به تو دراین راه کمک کنم.
تو در این مسیر تنهایی، چرا که آنچه که امروز، به تو یاد می دهند، با آنچه که پدرت یکروزی یاد گرفته است، بسیارمتفاوت است.
پدرت با بسیاری از پدران دیگر، با بیم و امید، از مرز انقلاب و جنگ عبور کرده است، انقلابی که دروغ نبود، و جنگی که راست بود، شاید امروز، نشانه های انقلاب را نتوانی پیدا کنی، اما بخوبی می توانی، نشانه های جنگ را در مزار شهدا ببینی!
دخترم!
به تو تظاهر کردن را در عمل آموزش خواهند داد، اما! تو به هیچ قیمت، در این درس بسیار مهم و حیاتی، نمره قبولی نگیر. تظاهر؛ فریب و دروغ است، و تو سعی کن، بر خلاف راهی که پدر برای تو انتخاب کرد، بروی، و متظاهر و ریا کارنباشی.
بسیاربسیار متاسفم، که تظاهر کردم، به خودم، به تو، به عقیده ام، و به جامعه دروغ گفتم، طبقه تو، طبقه ای نیست که به ظاهر درآن قرار گرفته ای، این یک دروغ بزرگ است، که پدرت گفته؛ و حال این پدر متظاهر و دروغگو، با پررویی و بیشرمی، از تو می خواهد، که دروغ نگویی و تظاهر نکنی.
دخترم!
اگر بگویم چاره ای نبود، دروغ گفته ام، چاره بود، راه کم خطر دیگری نبود.
برای تحصیل ترا به کجا باید می فرستادم؟
تو پدر و در وضع و سنی نیستی، که بفهمی گاهی انتخاب چقدر مشکل است.
من ترسیدم، و بخاطر این ترس، راه فعلی را ناشیانه با شتاب انتخاب کردم، ترسیدم که فردا مرا باز خواست کنی، و از من بپرسی. چرا پدر مثل دیگران نبودی؟ چرا فقیر بودی؟ چرا بی عرضه بودی؟ چرا نتوانستی شرایط مساعد را فراهم کنی؟ چرا نتوانستی ببری و بخوری و فرزندت را اسیر فقر نکنی؟ چرا به آینده دخترت، در جامعه پول محور فکر نکردی؟ چرا بهترین راه موجود را برای دخترت انتخاب نکردی؟ چرا به انتهای جاده فقر، به سیاهی و فساد نگاه نکردی؟
دخترم!
اگر یکروز فهمیدی پدرت اشتباه کرده، تو اشتباه نکن، از او متنفر و دورنشو، نوشته هایش را نسوزان، اندیشه و تفکرش را منکر نشو، به او پرخاش نکن، و پدرت را با بزرگواری ببخش.
پدر هایی که با هزاران امید، در جستجوی فردای بهتر برای کودکانشان بودند، امروز و فردا، بیشتر از هر چیز، به بخشش و نگاه دیگر گونه دختران خود محتاج هستند.
دخترم!
وقتی می فهمم دختران تیز هوشی در هنگام تحصیل، بخاطر نا داشته هایشان، به فساد و تباهی تن در می دهند. دخترانی در راه مدرسه، در جستجوی یک نگاه، از خانه فرار می کنند. وقتی می شنوم دخترانی پس از گرفتن مدرک دانشگاه و مادر شدن، از شوهران معتاد بی هویت، با هزار فلاکت و بدبختی طلاق گرفته، با کودکانشان در جامعه سرگردان هستند. وقتی می خوانم دخترانی آموزش پرواز ندیده، پس از رفتن به دانشگاه، در رویای پرواز، دانشجوی فساد می شوند. وقتی می بینم دخترانی با مدرک بالا به استخدام افراد بیسواد و عیاش در می آیند. وقتی دخترانی تحصیل کرده ، بسادگی فریب می خورند، از خود می پرسم، مربیان آموزش و تربیت، چگونه آموزش داده و تربیت کرده اند؟
آیا تمام آن دختران، دختران من، خواهران تو، نبوده اند و نیستند!؟
دخترم !
در این نیمه شب بی مهتاب، چه بنویسم؟
گریه کن قلم! بشکن و بسوز و بخواب!
استعفا نامه ی یک همیار پلیس
فرمانده محترم پليس سلام
من يك هميار پليسم كه در سال پيش با يك كارت شناسائي كه خانم مدير به من داد، همكار شما شدم. البته مثل شما و آقاي پليسي كه ديروز با ما برخورد كرد هيچ وقت لباس پليس نپوشيدم. اما مثل شما و آن آقاي پليس يك دسته قبض جريمه دارم و با همان دسته قبض چند بار جريمه كردم. اما از ديروز آن كارت و دسته قبض راكنار گذاشته ام و ديگر نه هميار پليسم و نه همكار شما . چون فهميدم همه اينها الكي است. اگر الكي نبود چرا آن آقاي پليس حرف من را باور نكرد. بگذاريد ماجرا را براي تان تعريف كنم: «ديروز من و مامان و بابا و دخترعمه ام كه او هم هميار پليس است از در خانه اي در سجادشهر حركت كرديم. بابا مثل هميشه «بسم ا...» گفت و كمربندش را بست.هنوز ده قدم جلوتر نيامده بوديم كه آقاي پليس ما را نگه داشت و شروع كرد به نوشتن در همان دسته قبض جريمه. بابام پرسيد: تخلفم چي بود؟
آقاي پليس گفت: كمربندتون رو نبستين. بابام گفت:« نه! من هميشه كمربندم را اول مي بندم.» ولي آقاي پليس همان طور نوشت و حتي نگذاشت حرف بابا تمام شود.
بابا دو باره حرفش را تكرار كرد و گفت: «دخترم هميار پليس است، از او بپرسيد.» اما آقاي پليس به حرف من گوش نكرد. حرف مامان و دختر عمه ام را هم قبول نكرد. من چند بار گفتم: «بابا كمربند داشت » ولي فايده اي نداشت.
من خجالت كشيدم، چون ديدم همكارم و كسي كه براي من الگوي نظم و انضباط بوده است حرف من را قبول ندارد پس چرا بايد من هميار او باشم.
بابا قبض جريمه را گرفت و گذاشت توي جيبش . من همان موقع تصميم گرفتم دسته قبضم را برگردانم. آخر باباي من كه دروغگو نيست. و اين توهين بزرگي به من و همه همياران پليس بود حالا هر كس بگويد: پليس الكي مرا جريمه كرد، از شما دفاع نخواهم كرد. و نخواهم گفت: پليس فقط حرف قانون را مي زند. چون آقاي پليس ديروز فقط حرف خودش را قبول داشت. حتي حاضر نشد حرف ما را گوش كند.
بابا از ديروز هي مي خواهد جلوي استعفاي مرا بگيرد ولي من ديگر تصميم خودم را گرفته ام.
با همه احترامي كه براي پليس هاي خوب قائلم از ديروز ديگر من هميار پليس نيستم و امروز آن كارت شناسائي و دسته قبض را براي خانم مدير
مي فرستم. و اميدوارم كه ديگر هرگز شاهد چنين صحنه اي براي فرو ريختن اعتمادم به پليس نباشم . خداحافظ
زينب. ج ، كلاس پنجم - دبستان شاهد ۲۸ /۱۱/۸۷
گزارش روزنامه آوای خراسان جنوبی از عملکرد شورا و شهرداری بیرجند
شهرداری ناقض و نافی
مصوبات شورای شهر است
الو روزنامه آوا , تو رو خدا بنویسید , مگر گناه ما چیست که شهروند شهری هستیم که در آن ... . عبارتی غم انگیزی که طی چند روز اخیر در گوش تک تک همکاران واحد پیامهای مردمی بارها گفته شده است . این گونه به نظر می رسد که طی این روزها شهروندان شهر کویریمان بیرجند آماج بازخورد سوء مدیریت شهری بوده است و بازخورد این فعالیت منفی فقط در پیامک های روزنامه و درددل های مردم بسنده نکرده و گوشه بیمارستان ها و صافکاری ها و ... میعادگاه شهروندانی است که خسارات زیادی دیده اند و می خواهند اعتراض خود را به عدم سرویس دهی مناسب شهری از طریق روزنامه اعلام نمایند . به راستی مسوولین نطارتی شهرمان چرا به این همه واکنش مردمی پاسخی در خور شان شهروندی نمی دهند ؟ آیا امکانات کم است ؟ برنامه ریزی صحیح نیست . یا هر علت دیگری که در ادامه با توجه به درخواست های مکرر مردمی و اخبار منتشر شده مبنی بر ریزش برف طی روزهای آتی به بررسی آن خواهیم پرداخت . گزارشگر روزنامه آوا نیز بنا بر رسالت خود سعی بر روشن کردن علت و علل این خدمات رسانی نامطلوب دارد هر چند که به قول یکی از شهروندان خاطر مسوولین شهری جمع است و هر چه در مطبوعات درج شود مانند درج نشدن آن است اما وظیفه ایجاب می کند که این نگرش فراموش و فقط و فقط در جهت اطلاع رسانی اقدامات لازم انجام گردد .
هر چند مسوولین شهرداری بیرجند , هنوز این مسئله را که حل این بحران به حوزه مسوولیت ایشان بر می گردد و ضعف در این فعالیت ؛ ضعف در این دستگاه است را قبول ندارند اما آنچه مشهود است به غیر این دلالت نمی کند . به عنوان مثال وقتی شهرداری از عدم وجود امکانات کافی سخن می گوید به راستی چه کسی می تواند قبول نماید که عدم وجود امکانات دلیل بر عدم جذب آن از سایر حوزه ها و فقط اندکی مدیریت آن است و ایا شهرداری به عنوان متولی خدمات شهری از انجام یک فراخوان ساده در یک بحران هم دستش کوتاه بود ؟ برای اینکه یک طرفه به قاضی نرفته باشیم و درد دل خودم به عنوان یک شهروند را , به تنهایی بروز نداده باشم پس از استخراج کامل مطالب تماس گرفته شده با دفتر و طی تماس تلفنی به شماره هایی که به صورت اتفاقی بود با چند تن از شهروندان گفتگویی داشتیم ( علت عدم حضور در شهر و تهیه گزارش حضوری , بارش برف صبح پنج شنبه بود ) از همه یک سوال واحد پرسیدیم و خواستیم که به ما بگویند متولی امور شهر را که می دانند , چه نمره ای به او می دهند ( البته در مورد حل بحران یخ زدگی و انسداد معابر هفته گذشته ) و چرا آن نمره ؟
حسین غلامی , اولین مخاطب ما می گوید متولی شهرداری است و نمره من به این ارگان 15 است زیرا در مناطق به صورت گزینشی فعالیت کرده بود مثلا در بعصی جاها خوب کار کرده بود ولی در جاهای دیگر خراب بود .جایی که مردم صدایشان به جایی می رسیده کار شده اما در نقاط محروم نه , رفیعی دومین مخاطب تلفنی ما هم دو نمره به شهرداری داد و گفت : برای 12 ساعت اول نمره 20 می دهم اما بعد از ان شهرداری 0 هم نمی گیرد . شب اول زحمت کشیدند اما دیگر هیچ اقدامی نشد . آخر وقتی دوستان می گویند امکانات کم است باید وقت دریافت عوارض به امکانات جیب شهروندان هم دقت کنند تا حداقل توازنی در خدمات رسانی و پرداخت عوارض باشد . ذاکر سومین مصاحبه شونده امروز است . او می گوید خاطر این مسوولین خیلی جمع است . برف قبلی هنوز تمیز نشده که برف بعدی هم دارد رویش می نشیند من اگر بخواهم نمره بدهم 12 هم زیاد است چون واقعا بی خیالند . درب مدرسه پسرم مانند پیست اسکیت می ماند نه ماشین داخل کوچه می رود اگر خوشان هم بروند که وای از دست و پاهای شکسته . در پایان مصاحبه او می خواست که این مطلب عنوان شود و تاکید زیادی روی آن کرد که حتما بنویسید : دست و پای فرزندانمان فدای رفاه مسوولین شهرداری , خود را اذیت نکنند و راحت بنشینند پشت میزشان .
آقای حسینی شهروند دیگری که در لحظه تماس ما در یکی از کوچه های معلم ماشینش گیر کرده بود نیز به ما گفت : شما از کجا زنگ می زنید ؟ از شهرداری که نیستید ؟ وقتی از عدم وابستگی ما به شهرداری با خبر شد گفت من به شهرداری 0 می دهم اگر نمره منفی هم می شد حتما ان را می دادم . شهری که بارها در آن برف باریده و هیچ وقت این مشکل پیش نیامده ولی حالا معلوم نیست چه شده که این دفعه امکانات کم شده , هیچکس همکاری نکرده و ... آخر حداقل معابر اصلی را که بازگشایی نمایید منزل من در خیابان اصلی .... است اما هنوز هیچ اقدامی نشده است . شهرداری اصلا اهمیت نمی دهد .
از آنجا که فرصت زیادی برای ارائه گزارشم نداشتم و باید سریعتر آن را تحویل تحریریه می دادم لذا فرصت اقتضا نکرد که با افراد بیشتری تماس بگیرم . اما برای درج اطلاعات کارشناسی تر و دقیق تر مصر شدم تا با یکی از مسوولین هم صحبت کنم . از آنجا که صحبت مسوولین شهرداری را قبلا درج کرده بودیم به سراغ یکی از اعضای شورای شهر رفتیم تا هم با نماینده شهروندان صحبتی کرده باشیم و هم با یک رابط با شهرداری .
مهندس فخار , مخاطب گفتگوی گزارش ما بود که مشروح آن را با هم می خوانیم :
آقای مهندس شهر در هفته گذشته دچار یک بحران شده بود ولی شهرداری نتوانستند آن را کنترل کنند نظر شما در این مورد چیست ؟ اصلا شما به عنوان یک شهروند چه نمره ای به شهرداری می دهید ؟
ببیندید اگر من بخواهم به عنوان یک شهروند نظر بدهم شهرداری در این امتحان نمره اش 12 است چون زیر نرم معمول اقدام کرد اما در پاسخ به سوال شما در رابطه با حل بحران باید بگوییم صورت سوال شما به کلی اشتباه است . وقتی می گوییم بحران یعنی یک اتفاق غیر قابل پیش بینی رخ داده است اما برف هفته گذشته در نمودار های سازمان هواشناسی بطور کامل پیش بینی شده بود و این مدیریت بحران را نمی خواست بلکه نیازمند اندکی برنامه ریزی و توجه به رخدادهای پیش بینی شده داشت که متاسفانه انجام نشد
حرف شما کاملا منطقی است اما با این تفاصیر که شما می گویید نباید وضعیت شهر این می بود چرا اینگونه شد ؟ آیا واقعا امکانات کم بود ؟
شهرداری حقیقت را گفته و آن اینکه امکانات کم است اما به نظر می رسد که شهرداری راه را اشتباه رفته است . وقتی امکانات کم است دلیل بر عدم ارائه خدمات نمی شود . شهرداری می بایست با توجه به پیش بینی هایی که البته انجام هم نشده بود با سایر ارگانها مانند جهاد , راه و ترابری , شرکت های راه سازی و ... هم اندیشی می کرد و قبل از وقوع این مشکل پیشبینی لازم را می نمود و با این مراجع هماهنگی می نمود . این درست است که با 10 یا 20 ماشین شهرداری نمی شود معضل را حل کرد اما همیشه حل مشکل فقط از طریق ماشین الات نیست بالاخره باید برنامه ریزی هم باشد اگر شهرداری یک آماده باش کامل می داد که دیگر تشکل ها هم شرکت می کردند . به عبارتی دیگر می توان گفت مردم ما نسبت به مسائل بی تفاوت نیستند اگر شهرداری با پیش بینی این مشکل مثلا 10 هزار پارو به طور رایگان در قبل از ریزش برف در شهر توزیع می کرد بعد از اولین ساعات پایان ریزش این نزولات اسمانی مطمئنا برفی در کوچه ها نبود چه بسا که شهروندان خود دست به کار می شدند . این فقط نیازمند هماهنگی شهرداری با NGO ها و گروه هایی از جامعه مانند بیسج محلات , کانون های مساجد و ... بود . اما باز هم می گویم باید از قبل تدابیری اندیشیده می شد که اینکار انجام نشده است .
آقای مهندس چرا مسوولین شهری از تجربه سایر شهرها استفاده نمی کنند ؟
این را باید از مسوولین بپرسید اما من خودم شهرهایی را سراغ دارم که وقتی این قضیه را پیش بینی کرده بودند با قرار دادن کیسه های شن در فواصل مشخص در کوچه ها و معابر فرعی بویژه مسیرهای سراشیب و ذکر این مطلب بر روی ان که این کیسه ها مخصوص زمان ریزش برف است به نوعی از بروز مشکلات بعدی جلوگیری کرده بودند .
آقای فخار , به نظر شما خدمات رسانی شهرداری با توجه به عوارض دریافتی از مردم مطلوب است ؟
من نمی خواهم شخصا قضاوت کنم ولی آنچه از شرایط مالی و بودجه های شهرداری می دانم این است که عوارضی که فقط توسط مردم پرداخت می شود کفاف این خدمات را نمی کند .
شما به عنوان یک عضو شورا می توانید بهتر قضاوت کنید آخر در دوره های قبلی هم همین عوارض دریافت می شده اما رضایت نسبی شهروندان بیشتر بوده است چطور شده است که این قضیه همش به مردم منتقل می شود که امکانات کم است مگر از امکانات شهرداری نسبت به برف های سال گذشته کم شده است که یک دفعه این تغییرات فاحش مشاهده می شود . ؟
نه امکانات کم نشده است , اینکه می گویید رضایت نسبی مردم کم شده است را کم و بیش به من هم منتقل می کنند اما ما به عنوان اعضای شورا فعالیت خود را انجام می دهیم شاید مشکل بزرگ این باشد که انسجامی بین مصوبات شورا و فعالیت های شهرداری نیست . یا اصلا بهتر است بگویم شهرداری نافی و ناقض مصوبات شورا است . شاید ما هم در شورا هنوز نتوانسته ایم این دغدغه را فراگیر کنیم و چاره ای برای آن بیندیشیم . به نظر من باید یک اجماعی بین اعضای شورا و شهرداری و حتی استانداری به عنوان یک مرجع ذیربط باشد که حداقل مصوبات شورا به اجرا نزدیکتر شود .
ببخشید که به این صراحت این قضیه را مطرح می کنم اما فکر نمی کنید شهروندان این را در ضعف شورا در اعمال نظارت بر شهرداری بدانند و اینکه شما از عدم هماهنگی سخن می گوید , مگر سیاست های آتی شهرداری را شورا تعیین نمی کند ؟
درست است حرف شما کاملا منطقی است اما وقتی در شورا نتوان اقدامی انجام داد و این اتحاد آرا وجود ندارد مردم هم حق دارند ناراضی باشند . ما به عنوان شورا وظیفه داریم برنامه ای مدون برای شهر تهیه کنیم و شهرداری نیز ملزم به اجرای آن است . اما عملا این رخ نمی دهد چون شهرداری حاضر نیست در قالب مصوبات شورا حرکت نماید .
آقای مهندس در مورد بودجه های شهرداری گفتید . طی آخرین اطلاعاتی که ما داریم بودجه های شهرداری نسبت به دوره های قبل چندین برابر شده است اما عملا غیر از ساخت پارک و فعالیت هایی که شاید در اولویت نباشد کاری که بیانگر رشد بودجه ها باشد نشده است کما این که هنوز شهرداری می گوید محدودیت داریم . در این مورد برایمان بیشتر توضیح دهید :
اگر بخواهیم به مقایسه بودجه ها بپردازیم تفاوت بودجه و کمک های دولتی از ابتدای نظام شوراها تا کنون رشدی قریب به 2000 درصدی داشته است یعنی دقیقا 20 برابر شده است . شهرداری هم می گوید به نسبت خدمات ارائه کرده است اما شاید این خدمات برنامه ریزی شده نبوده و بازخورد مورد نظر را نداشته است . مثلا ما در در ابتدای نظام شوراها بودجه 1 میلیاردی را داشته ایم اما امروز بودجه شهرداری بالغ بر 20 میلیارد تومان است که این رقم کمی نیست .
آقای مهندس شهروندی می گفت که از مقایسه بلوار صیاد شیرازی و بلوار جدیدی که در انتهای خیابان غفاری در حال ساخت است ( و بارها قول داده اند که افتتاحش کند اما هنوز افتتاح نشده ) می توان ضعف در برنامه ریزی های بلند مدت را دید و به این نتیجه رسید که فقط توجه به مسائل ظاهری شهر شده است و در زیر ساختها هیچ اقدامی صورت نگرفته است نظر شما در این مورد چیست ؟
من در اینکه در برنامه ریزی اولویت ها در نظر گرفته نمی شود با این شهروند هم عقیده ام و ما باید اهمیت پروژه های را بسنجیم مثلا در حال حاضر تمرکز فعالیت های شهر خلاصه شده روی پارک سازی , پیست دوچرخه و مکان های تفریحی اما این در حالی است که ما در شمال شهر کوچه های داریم که وضعیت آن به صورتی است که حتی نمی توان در آن راه رفت ( در خیابان رجائی و محله پایین شهر و یا خیابان نارنج ) ما باید بر اساس اصول کار کنیم . مثلا بیاییم و برنامه ریزی کنیم که اگر شهرمان به پارک سازی نیاز دارند آن را در اولویت قرار دهیم ولی برای بقیه موارد هم پیش بینی داشته باشیم مثلا ما در قضیه معبر گشایی طی سال جاری هیچ اقدامی انجام نداده ایم به بهانه این که بودجه نداریم اما چندین پارک و پروژه غیر ضروری را انجام داده ایم اگر بودجه نداریم باید ببینیم چگونه از بودجه موجود با بهترین بهره وری استفاده نمود و با برنامه ریزی حداقل هر سال مقداری از مسیر مورد نظر را تملک کنیم که در یک دوره 3 ساله حداقل بتوانیم یک معبر جدید را ایجاد کنیم ما نباید برنامه ریزی های مقطعی و یک ساله داشته باشیم و با این مدل برنامه ریزی شهر در حال درجا زندن است . من فکر می کنم شهرمان با وضعیت کویری و خشکسالی الان بیش از پارک سازی به نگهداری و تجهیز آن نیازمند است و بودجه های دیگر بهتر است در جهت عمران در سایر قسمت ها استفاده شود .
آقای فخار به نظر شما شهرداری بیرجند با این همه بودجه باز هم کمبود امکانات دارد و اگر دارد چرا تامین نمی کند ؟
ببینید نمی شود برای یک برف شهرداری دستگاه های برف روب مجهز بخرد که در شهرهای کوهستانی استفاده می شود . این روند باید از جای دیگر مدیریت شود اما آنچه من می دانم امکانات شهرداری بیرجند در بخش ماشین الات اگر از سایر شهرهای همتراز کشور بیشتر نباشد مطمئنا کمتر نیست .
آقای مهندس شهروندان وقتی اینهمه اعتراض دارند و نمایندگان ایشان که شما هستید می گویید ما فقط ابلاغ می کنیم آیا هیچ مرجعی در شهر یا استان پیگیر این قضایا نیست که با حل آن مشکلات شهر هم به سوی بهبودی برود ؟
لازمه تسهیل کار قرار گرفتن شهرداری طبق قانون در مسیر تفکر ,اهداف و مصوبات شورا است . تا این نگرش اصلاح نشود مرجع خاصی نمی تواند معضل گشایی کند هر چند استانداری محترم می تواند در بهبود وضعیت جاری و بودجه ای شهرداری بسیار اثرگذار و تقویت کننده باشد .
گفتگویمان با این عضو شورا را هم خوانید ما نیز امیدواریم به مدد فعالیت شورا و همکاری شهرداری مرکز استان در اینده شاهد بروز اینگونه بحران ها یا به قول عضو شورا مشکلات پیش بینی شده با اینچنین معضلاتی نباشیم و منتخبین نیز در امر نظارت بر ارگان ها و روند فعالیت آن نظارت دقیق تری داشته باشند. ضمنا شما هم می توانید با ارسال پیامک به سامانه پیام کوتاه روزنامه به شماره یک نمره از 0 تا 20 را به شهرداری بیرجند بدهید ( فقط یک شماره از 0 تا 20 ) تا در شماره های آتی نتیجه این نظر سنجی را جهت بهره برداری مراجع ذیربط و اطلاع عموم در روزنامه درج نماییم . به امید شهری در خور شهروندان بیرجندی
نقدی بر پروسه نامنظم فرهنگ سازی مذهبی
در عزاداری های امسال استان
مسوول این تصمیم های موضعی کیست ؟
نواختن طبل ، حمل علم ؛ تخلف یا ناهنجاری
همانطور که می دانیم فرهنگ، مجموعه دانش ها، بينش ها، نگرش ها، منش ها و ارزش هاي يك ملت محسوب مي شود بنابراين، و با توجه به این تفاسیر مي توان گفت كه فرهنگ هر جامعه نيز به عنوان پديده اي بي همتا، به تدريج، در حيات جامعه شكل گرفته و قوام مي يابد . حال در کنار این فرهنگ که گاها نقاط کوری را نیز در آن می بینیم ، خطی موازی ای به عنوان فرهنگ مذهبی نیز می بایست یافت شود .
مراد از فرهنگ مذهبي، فرهنگي است كه هنجارها، سنت ها، آداب و رسوم و ارزش هاي آن، همه از سرچشمه وحي نشات گرفته باشد و يا مورد تاييد منبع وحي الهي باشد . اما آنچه که مشهود است با ورود بعضی بدعت ها به دامنه فعالیت فرهنگ بومی مردم ، برخی هنجارهای مذهبی خدشه دار و دچار مشکل می شوند . چرا و چگونگی این موضوع خود بحث مفصلی است که پرداختن به آن در این مجال مقدور نخواهد بود . اما آنچه که در این بین می تواند رهگشای این تعارضات فرهنگی باشد مبارزه با این ناهنجاری هاست . برخورد با ناهنجاری های مذهبی هر چند اینک نوشدارویی بعد از مرگ سهراب محسوب می شود اما در فرهنگ بومی منطقه این برخورد خود هنجاری مورد تایید جامعه است .
امسال در سطح شهر و در ایام عزاداری ، برخورد های متفاوتی در زمینه حل یک بحران فرهنگی داشتیم که جای بسی پرسش را برای متولیان فرهنگ استان رقم می زد . آنچنان که در اولین جلسات برگزار شده برای ساماندهی مراسم تاسوعا و عاشورای حسینی ، از افرادی که به این رسم و رسوم ( چه صحیح و چه غلط ) که به هر حال سالیان سال است در فرهنگ بومی مردم رسوخ کرده است دامن می زدند و یکباره به دیده مجرم نگریستند و سعی در تغییر فرهنگ بومی مردم با دیدگاه های غیر فرهنگی و قهریه نمودند . هر چند که بعد از گذشت چندین جلسه که شاید امروز بر همان جلسات هم نقدی وسیع باشد به این نتیجه رسیده شد که قوای قهریه امکان برقراری این نظم را به طور کامل نخواهد داشت ، پای ریش سفیدان و بزرگان مورد قبول جامعه به میان آمد اما از هر سو و به هر شکل که به این موضوع بنگریم یک بی برنامگی محض در سطح فرهنگی در استان و شاید هم کشور رقم خورد .
دوستی که شاید خودش دستی به طبل و عزاداری داشت می گفت : بی برنامگی تا بدان حد بود که حتی از فروش یک محصول که خود عامل ناهنجاری بود هم جلوگیری نکرده بودند و فقط سعی بر القای یک فرهنگ دارای مقبولیت ضعیف بین قشر عظیمی از مردم با قوه انتظامی در جامعه داشتند . اما به راستی این گونه فرهنگ سازی در جامعه ما چقدر موثر خواهد بود . چقدر خواهیم توانست احترام مردم را به فرهنگ بومیشان را با رفتارهای موقتی و بدون برنامه خود زیر سوال ببریم .
همانطور که اشاره کردیم امسال جلساتی نیز در سطح شهر برگزار شد که این موضوع را از قبل پیش بینی کند و با روشی هر جند غلط در مقابل آن بایستد اما حاضرین همان جلسات نیز گلایه هایی که برایشان به قیمت بی اعتمادی به معتمدین تمام شده بود را مطرح می کردند . هر چند بررسی چگونگی فرهنگ سازی نیز خود مقوله ای متفاوت است اما بد نیست از روند اجرای همین تصمیم به عبارتی عجولانه نیز مطلع شویم
به همین منظور به سراغ تنی چند از شهروندان ، مطلعین و دست اندرکاران امر رفتیم تا چند و چون این قضیه را جویا شویم . هر چند برخی مسوولین به رقم پیگیری موضوع پس از یک ماه هیچ پاسخی به این روزنامه ارسال نکرده اند اما ماحصل این گفتگو ها جهت اطلاع شهروندان محترم استان تقدیم می گردد .
مسولین هیئت ها و یا به قول خودمانی تر سرهیئتی ها حرف های زیادی برای گفتن داشتند و کسانی که سالها پیرغلام ابا عبدا... بوده اند و حرفشان در بین عزاداران برویی داشت از عملکرد ضعیف نیروی انتظامی گلایه ها داشتند . ایشان دوگانگی در تصمیم گیری ها و سپر بلا قراردادن پیشکسوتان عزاداری امام حسین را برای انجام امور محوله به نیروی انتظامی و شانه خالی کردن این نیرو در میانه راه را کم لطفی بارزی می دانستند که باعث عدم اعتماد این عزاداران به دستورالعمل ها گشته بود و سرهیئتی ها را بر سر پیکان اتهام کاسه داغ تر از اش شدن نشانه رفته بود .
حاج غلامحسین کریم پور , معتمد و یکی از مسوولین هیات ابوالفضلی در این زمینه به گزارشگر ما گفت : شروع کار در آغاز به نسبت برنامه ریزی کلی که بسیار ضعیف بود ، خوب بود اما چه فایده که در این بین فقط سرهیئتی ها به تعهدات خود عمل کردند و عدم همکاری سایر دست اندرکاران باعث بروز اختلافات شدیدی در بین عزاداران و مسوولین هیات شد .در جلساتی که نیروی انتظامی و سازمان تبلیغات از هیات دعوت نموده بود شرکت کردیم گفتند طبل و علامتی در عزاداری ها نباشد ما هم چون از عرف و قانون جامعه پای را فراتر نمی گذاریم پذیرفتیم و با ریش گرو گذاشتن و متقاعد کردن جوانان عزادار این امر را محقق کردیم اما دیری نگذشت که خبر استفاده از طبل توسط سایر عزاداران در شهر و عدم برخورد نیروی انتظامی وجهه مسولین هیئت را در بین عزداران خراب نمود و باید بگوییم از این پس دیگر سرهیئتی ها به عزاداران حرفی بدون پشتوانه اجرایی را ابلاغ نخواهند کرد .
وی در ادامه به تداخل مدیریت بر هیئت ها اشاره نمود و گفت : متاسفانه از معنویت عزاداری امسال در برخی موارد به دلیل حضور بانوان بد حجاب در حاشیه معابر رفت و آمد عزاداران کاسته شده بود اما در این بین ما شاهد اعمال نظر در رابطه با ساعت برگزاری جلسات بزرگ شهر توسط نیروی انتظامی بودیم که جا داشت بجای تکیه کردن بر مسائل فرعی و غیر مرتبط با فعالیت این نیرو , تمرکز بر روی مسائل ارشادی و انتظامی از جمله حجاب بانوان حاضر در مراسم بود . این معتمد شهر جای خالی تصمیم گیری هایی متناسب با جایگاه و فعالیت در مدیریت این مراسم در سال جاری خالی دانست و خواستار اتخاذ تصمیمات ریشه ای و فرهنگ سازی در این امر شد و اعمال اجبار اجتماعی بدون زمینه سازی را امری نامطلوب بیان نمود .
حاج محمد رضا حسین پور نیز که از دیگر پیر غلامان سرور سالار شهیدان در هیئت حسینی ( پایین شهر ) است نیز در این زمینه می گوید : در یک جمله می توانم بگویم که مسوولین فقط گفتند و عمل نکردند . اگر قرار باشد در امور مربوط به یک هیئت عزاداری که صرفا یک اقدام مردمی و خودجوش است اعمال قوانین از طریق اجبار اجتماعی و بعضا برخورد نامناسب صورت گیرد اصلاح وضع موجود امکان پذیر نخواهد بود . وی که ضمن اشاره به سخنان فرمانده انتظامی استان مبنی بر منهدم کردن طبل ها و برخورد شدید با متخلفین این اقدام را محکوم به شکست می دانست . او تنها راه حل از بین بردن این آسیب های اجتماعی را فرهنگ سازی و تعامل مستقیم با عزاداران دانست . حسین پور در ادامه از عدم استفاده از طبل در هیات حسینی از سال ها پیش سخن گفت و تنها دلیل موفقیت این امر را تعامل خوب بین مسوولین هیات و عزاداران و عدم وجود جو اجبارهای قانونی دانست . او نیز چون سایرین عدم تعهد مسوولین نسبت به انجام وعده های خود در رابطه با عدم استقرار مردم در سکوی های میانی بلوارهای مسیر عبور عزارداران را بی توجهی به خواسته های مردمی دانست و افزود اگر قرار است کاری صورت پذیرد مستلزم برنامه ریزی های بیشتری است نه اینکه چند روز به شروع عزاداری مانده تازه جلسه گذاشته شود و برنامه ریزی مقطعی صورت گیرد . اما آنچه که به نظر می رسد این مسائل باز تا 2 روز مانده به عزاداری سال بعد دیگر مطرح نخواهد شد و هیچ آسیب شناسی جدی نسبت به نحوه برگزاری مراسم در سال جاری برای اتخاذ تصمیماتی نزدیک تر به واقعیت انجام نخواهد گرفت .
حسین پور با اشاره به نزدیکی مراسم سالگرد پیروزی انقلاب گفت : نباید فراموش کنیم این هیئتی ها همان عزادارانی هستند که در تاسوعا و عاشورای سال 57 سنگ تمام برای انقلاب گذاشتند و این فرهنگ همان زمان است . اگر می خواهیم عوضش کنیم کار یک روز و دو روز نیست باید به اندازه کافی وقت گذاشت و برنامه ریزی کرد .
حجت الاسلام سلم ابادی هم حرفهای جالبی در این زمینه داشت . او معضل اصلی عزاداری امسال را بیش از طبل بد حجابی می دانست که توسط برخی بانوان در اطراف معابر اصلی رفت و آمد هیئت ها ایجاد شده بود و جلوه بسیار بدی هم داشت . رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی در این زمینه گفت : دشمنان انقلاب می دانند که انقلاب ما از میان همین هیات ها نشات گرفت و اراده همین عزاداران بود که نظامی را که پشتوانه اش بزرگترین زورگویان جهان بودند را متلاشی نمود . اکنون نیز آنها می خواهند با تحریف همین باورها ملی و دینی ما , در عزاداری ها رخنه ای وارد کنند تا انقلاب اسلامی را در دنیا بد جلوه نمایند و اگر روزی این بدحجابی در کنار عزاداری ما به عنوان یک آیین مذهبی مطرح شود برای انقلابی که آنقدر برایش زحمت کشیدم چهره مطلوبی را نشان نخواهد داد .
جعفری , معاون فرهنگی اداره کل ارشاد استان نیز در این زمینه به گزارشگر ما گفت : ما قبل از اینکه بخواهیم مطلبی را به اجبار و اعمال قدرت به مردم بفهمانیم باید اول ایشان را از مضرات و یا فواید آن مطلع کنیم و از عزاداران که شاید از تبعات این بدعت در دین بی اطلاع هم باشند انتظار تغییر رسم و رسومشان را در یک دوره کوتاه داشته باشیم . اصلا برای فرهنگ سازی نمی شود از اجبار استفاده کرد زیرا فرهنگ و جبر با هم هیچ تناسبی ندارند . او عزاداری ها را یک اقدام خودجوش مردمی دانست . گفت : جایی که مردم محور برقراری یک مراسم هستند باید از طریق فرهنگ سازی اقدام کرد و شاید در ابتدا مقاومتی هم باشد اما وقتی خودشان به صلاح کار پی ببرند حتما همکاری می کنند . وی عقیده داشت که از همین امروز باید مراسمات امسال آسیب شناسی شود تا به راهکارهای مناسبی برای تصمیم گیری در سال های آتی دست یابیم و این تغییر نیازمند اجرای یک پروسه بلند مدت می باشد .
حجت الاسلام لطفیان , مدیر کل تبلیغات اسلامی استان هم در گفتگو و با خبرنگار ما گفت : ماهیت طرح خوب است و سازمان تبلیغات اسلامی هیچ تمایلی نسبت به اعمال اجبار توسط قوه قهریه نداریم رویکرد سازمان تبلیغات به این قضیه فقط رویکرد ارشادی است . وی ضمن بیان این مطلب که این سازمان بنا دارد با برگزاری جلساتی آسیب های مراسمات امسال را بررسی کنند گفت : ما قبل از شروع عزاداری ها هم به طور ماهانه طی ارتباطی که با مسوولین هیات مذهبی داریم در نشست هایی این مسائل را بررسی می کردیم و این قضیه مساله ای نیست که تازه مطرح شده باشد .
در ادامه پای صحبت مسوول تشکلهای دینی سازمان تبلیغات نشستیم و از او چرایی عدم اطلاع رسانی دقیق و به موقع مضرات این بدعت ها را جویا شدیم . حجت الاسلام رضایی گفت : ما برنامه ریزی این طرح را از مدتها پیش با مسوولین هیئت های مذهبی انجام داده ایم و در جلسات و کلاس های آموزشی که برای مبلغان , مداحان و ... گذاشته ایم , ضرورت اطلاع رسانی ماهیت این طرح را به ایشان گوشزد نموده ایم . وی همچنین با بیان این مطلب که کار فرهنگی و فرهنگ سازی نیازمند زمان است گفت به هر حالی هر کاری که انجام می شود در آن انتقاداتی هم هست که ما در صدد رفع آن نیز خواهیم بود .
با بررسی تمامی این پاسخها آنچه مشهود است برنامه ریزی های امسال فقط در چهار چوب جلسات بوده و اجرای آن پای را فراتر از محل های تصمیم گیری ننهاده است . همانطور که در روزهای اول پس از برگزاری عزاداری سخن از جلسات آسیب شناسی آن می آمد اما هنوز هیچ خبری از این جلسات نشده و آنچه که مشهود است نخواهد شد . به نظر می رسد همانطور که در هر جایی یک ارگان سیساتگذار واحد بهتر می توان یک پروسه را مدیریت کند برای برگزاری این آئین مذهبی نیز نیاز به یک سیساتگذار و مدیر واحد با مقبولیت عمومی شدیدا احساس می شود . ما نیز امیدواریم سال آینده بر خلاف امسال قدری با برنامه و متناسب تر با فرهنگ مردم قدم بر داریم تا ان شاء ا... در یک برنامه چند ساله به هدف حذف ناهنجاری های مذهبی از فرهنگ بومی دست یابیم
چند قدم و به کدام سو ؟
ما به کدام سو می رویم ؟ سوالی نه چندان سخت و اما با حاشیه که در این روزهای پیروزی و ظفر می بایست تگ تک مان از خود بپرسیم . 30 سال پیش پدران , مادران و برادرانمان انقلابی کرده اند که امروز ثمره آن آرامش من و تو بر سر خوان نعمتی است كه از برکت خون پاک شهدایشان داریم . هنوز مدت زمان زیادی از رشادت جوانانمان در جنگ تحمیلی نگذشته است و هنوز داغ شهید داده هایمان بر دل هایشان تازه است که ما از راه خارج شده ایم و بیراهه ای بد مسیر را برای ادامه انتخاب کرده ایم , . نمی گویم وارثانی به ناحق هستیم اما شاگردانی ناخلف بوده ایم . انقلاب درسهای بزرگی به ما داد اما ما چه آموختیم و چه جیز را در دفتر تاریخ مان ‘ در زیر غبار فراموشی از یاد برده ایم . دیروز شهدای ما برای آزادی و امنیت جوانانمان در خون غلتیدند امروز اعتیاد ؛ رشید جوانانی که اینده ایرانی آباد را در طالع خود دارند , در خود می غلتاند . دیروز امام حسین برای اقامه امر به معروف قیام کرد و امروز ما در مجلس عزایش شرع را به سخره می گیریم و بدعت های خود را به او نسبت می دهیم و امر به منکر می کنیم . آن روز حسین (ع) برای اقامه نماز در مقابل تیررس دشمن لحظه ای درنگ نکرد و نماز اول وقت را اقامه کرد و امروز ما یا حسین را بر نماز ترجیح می دهیم . چرا ؟ چرا نماز ظهر عاشورا باید کمرنگ باشد و یا حسین گفتن ها پر رنگ , چرا نمی خواهیم بدانیم دیگر در دنیایی زندگی می کنیم که اسلام را با رفتار من و تو می سنجند و چرا تو واجبات را به بهای مستحبات بفروشی ؟ چرا در دنیایی که پیدا کردن سگ برای فرزند یک نامسلمان غربی تیتر اول رسانه ها می شود و کسانی بر دنیا چیره شده اند که سگ بازی کودکانه خود را از بازی با سرنوشت ملل مهم تر می دانند من و تو به دنبال مدهای مستهجن غربی باشیم و چرا من و تو غریبه پسندیم و بازیچه دست گروه های افراطیشان ؟ وقتی ما می توانیم الگوی مناسبی برای یک ملت مدرن باشیم چرا باید غرب زدگی را تجربه کنیم ؟ همین امروز دیر است که درب های مدرنیته خلاصه شده در بی فرهنگی های مملو از گرایش های غربی را بسته و زندگی را کمی شرقی بنگریم . بیاییم با آرمانهای خود پیمان ببندیم و اصالتمان را با حقارت معاوضه نکنیم و از پنجره حسرت به سیاه نمایی های پوشالی غرب ننگریم . ما آمده ایم تا ایرانی باشیم اما چند قدم به سوی فرهنگ اصیلمان برداشته ایم ؟ براستی ما به کدام سو رفته ایم ؟ ایرانی غیرت است و آرمان و انقلابش را ناموس خود می داند . ایرانی باش و به ایرانی بودن ببال که از پس هر غفلتی توطئه ای در کمین است . یاران دیکتاتوری که برای رهایی از دستش شهید داده ای هنوز دندان طمع بر این مملکت تیز دارند و از کوچکترین روزنه ای آتش به خرمن دستاوردهایمان می زنند . هنوز بدخواهانی هستند که بخواهند سلاح اراده مردمی را از دست نظامی خدایی بگیرند و آهسته آهسته خنجر خویش بر جای زنند ؟ ما را گامهایی دقیق تر می باید و راهی روشن تر . تا دیر نشده بشتاب .
در مدیریت شهری بیرجند
هر چه پیش آید خوش آید
هنگامی که آدمی در مسیر رشد عقلانی خود به ضرورت برنامه ریزی در زندگی خویش پی برد، آن را در نظام های اجتماعی به عنوان ابزاری در خدمت مدیریت و رهبری ، مورد توجه قرار داد و امروز می بینیم که ساختار وجودی سازمان ها پیچیده گشته اند ، که بدون برنامه ریزی های دقیق نمی توانند به حیات خود تداوم بخشند.
همین برنامه ریزی های دقیق که روشنگر راه مدیریت یک سازمان است , می تواند با تمام جوانب خود آیینه ای از موفقیت یا حتی ضعف یک سازمان باشد . ضعف یک سازمان یا ارگان هنگامی رخ می نماید که افکار برنامه ریزی مجموعه نیل به اهدافی خاص و یا استراتژی خاص تری که مد نظر مدیریت می باشد پیدا می کند . مثلا مدیری که گرایشات سیاسی او بیشتر از خدمات عمومی اوست می تواند نمونه ای از این فعالیت. اما خطر دیگری که فرآیند برنامه ریزی در سازمان ها را تهدید می کند گرایشاتی است که در اولویت بندی ها رخ می دهد . مثلا مدیری ساخت یک جاده روستایی را برتر از طرح جامع روستا می داند و دیگری انجام طرح و زیباسازی روستا را اولویت اول می داند . با تمام آنچه گفته شد اعتدال در برنامه ریزی می تواند یکی از مهمترین فرآیند های موفقیت یک مدیر و به همان نسبت رضایت جامعه هدف از فعالیت های سازمان باشد . اعتدال در مدیریت , مولفه ای است که طی سالها پس از نظام شورایی در شهر بیرجند به طور کلی فراموش شده ( البته استثنائاتی هم در این زمینه داشته ایم ) و مدیریت سلیقه محور کم کم جایگزین آن شده است . هر چند مدیریت بر اساس اولویت های مد نظر سازمان صورت می گیرد اما گاها تفکر قالب سازمان , افکاری متفاوت از تفکر مورد اتفاق آرای شهروندی است و به قول معروف از اولویت بندی عدالت محور دوری جسته است .
شاید هنوز به علت انتخاب عناوین با به قول روزنامه نگارا زیر تیترهای فوق پی نبرده اید اما شاید جالبتر باشد که بدانید بیرجند شهری است که در دوره مدیریت هر شهردار پس از نظام شورایی به یک سو رفته است . به عنوان نمونه مسافری که وارد شهر می شود با مشاهده پل های هوایی ان چنانی که شاید سالی بگذرد و کسی حتی در آن قدم هم نزند به پیشرفت شهر بیرجند و زیر ساخت های آن اقرار کند اما نمی توان به این طرز فکر بیش از 1 دقیقه امیدوار بود زیر پس از عبور از اولین خیابان و مشاهده وضعیت آسفالت آن حرف خود را پس خواهد گرفت . شاید وقتی از حاشیه بلوار صیاد شیرازی رد شود و برای صرف شام در آنجا لحظه ای اقامت کند به مدیریت شهری احسنت و بارک ا... بگوید اما این نیز پس از مدت کمی به خیل هزاران شاکی مدیریت شهری خواهد پیوست چون مجبور است برای دیدار از خویشاوندی در یکی از کوچه های محله پایین شهر نیز با خودرویش گذر کند . نمی دانم معنی عدالت در خدمات شهری چگونه ترجمه می شود . عدالت یعنی شهربازی یا خدمات اولیه شهری که نبودش خلل ایجاد می کند . مثلا در دوره ای تمرکز روی مسائل زیرساختی بود که این دوره را می توان به عنوان دوران شگوفایی خدمات شهری در بیرجند نام برد اما پس از گذشت آن یا مدیریت به سوی افزایش ناوگان و نقلیه موتوری و امکانات شهرداری رفت و یا فقط پارک و پل هوایی ساخته شد . نمی دانم چه کسی و چگونه بر این امر نظارت می کند اما هر چه است ضعیف و ناکار آمد است . شاید برنامه سند حداقل یک ساله مدیریت شهری که جایش واقعا این روزها بر روی میز شورا و شهرداری خالی است و به قول معروف هر چه پیش اید خوش اید را در نبودش سیاست گذاری می کنند بزرگترین معضل مدیریت شهری است . برنامه ای که تنظیم آن امری طبیعی و پیش پا افتاده است و شاید هنوز در بین مدیران شهری ما جایی برای خود باز نکرده و آن را قانونی دست و پاگیر می دانند . برنامه ای که اهداف خدمات شهری را اولویت بندی و بر اساس ان با دیدگاه عدالت محورانه برنامه ریزی می کند . امیدوارم روزی برسد که منتخبین و مجریان شهرمان در جهارجوب منفعت شهروندان گام بردارند و نه در راه افکار و سلیقه ها
اگر در آن دنیا کسی از شما پرسید بگویید فلانی گفته !!!
ساعت 16 عصر روز تاسوعا است . هیچ تماسی پاسخ ندارد همه در گیر و دار عزاداری اند .یکی در ردیف زنجیرزنان و دیگری بیرق هیئت را به دوش می کشد . آن یکی ساقی شده و عزاداران را با جرعه ای آب به کربلا می برد . مادران هم در مراسم روضه خوانی فرزندانشان را با معرفت حسینی آشنا می کنند . همه در گیر و دار خودند و هر کس برای بهره گیری از این سفره عظیم به سویی می رود . در این بین جای خالی حسینیان عرصه خدمات عمومی هم …
به خیابان می آیم ساعتی می گذرد تا از سویی از شهر به سوی دگر رفته تا کاری ناتمام را تمام کرده و من نیز مثل سایرین بهره ای برده و توشه هر چند کم را مهیا نمایم . کار از ساعت می گذرد و مایوس و ناامید به خانه بر می گردم . سعی بر تماس مجدد به مراکز حمل و نقل عمومی باز هم بی فایده بود در گوشه نشسته و نگران از این تدبیر مدیران شهر ناامید چشم به در انداخته, تا آشنایی امده و یاری ام کند که صدای درب و فریاد پسر همسایه و رفیق سالهای کودکی مرا از اندوه بیرون آورده و با خوشحالی به سوی او می روم اما گویی در چشم او هم غمی است . علتش را جویا می شوم . از خرابی ماشین اش می گوید و برنامه هایی که برای حضور در مراسم عزاداری روستایش داشته است و بخاطر تعطیلی های این روزها از همه جا در مانده است . نمی دانم شاید همه این مشکلات دست در دست هم داده بود تا مرا را امروز خانه نشین کند . دوست سال های کودکی ام که همراهش امکان تماس با شماره های 3 رقمی را نداشت خواست از گوشی ام تماسی بگیرد . آری این دفعه گویی بخت با او یار بود خانمی که ان طرف خط ما با او صحبت می کردیم اپراتور مرکز 133 بیرجند بود و وقتی ادرس ما را پرسید تا برایمان ماشینی بفرستد احساس کردم معجزه ای رخ داده . او گفته بود که الان ماشینی آماده ندارد اما برای حل مشکل ما در اولین فرصت یک سرویس برای ما ارسال خواهد نمود . بیش از 5 دقیقه نگذشته بود که خودروی زرد رنگ این موسسه مسافربری در محل ما حاضر بود . راننده نیز همچون همکارش بسیار خوش برخورد بود . لحظه ای پس از سوار شدن صدای مداحی قشنگی که از طریق سیستم مرکزی اطلاع رسانی این موسسه پخش می شد به یادم انداخت که او نیز می توانسته در صفی زنجیر زده و یا بیرقی را بر دوش کشد اما او خدمت به خلق را هنوز یک افتخار می داند و احساسم این بود او فرهنگ عاشورا را بهتر از ما درک کرده . سر صحبت را با او باز می کنم و از او می خواهم دلیل اینکه در این ایام در هیات نیست را برایم بگویید . حرفهای جالبی داشت و از اینکه به خانواده اش قول داده بود تا در این ایام روحانی آنها را به روستای محل تولدش ببرد تا در عزاداری آنجا شرکت کند می گفت اما او امروز اینجا و در این سنگر عزاداری می کرد . از روش کار در موسسه اش پرسیدم و برایم از تدبیر مدیرش که یک خانم بود گفت که این روزها همه تعطیلند اما ایشان برایمان برنامه ریزی کرده است تا در کشیک های مختلف پذیرای میهمانانمان در شهر باشیم . او هر مسافر را یک میهمان می خواند و این تعبیر بسیار جالبی بود که می توانست سطح خدمات رسانی و احترام به ارباب رجوع را در این موسسه نشان دهد . آن روز عصر وقتی به هیئت رسیدم بسیار خوشنود از مصاحبت با افرادی بودم که مصالح عمومی را بر مسائل شخصی ترجیح نمی دهند و عزای حسینی را در حقیقت کلمه به پا می دارند . پس از پایان مراسم نیز با راننده محترم شرکت واحد همراه شدم . به رسم کنجکاوی خبرنگاران با او نیز هم صحبت می شوم و علت عدم سرویس دهی شرکت واحد را جویا می شوم . از تعطیلی این ایام می گوید و حضور افتخاری رانندگان برای حمل و نقل عزاداران هیئت ها . از او نیز جدا می شوم و در هاله ای از ابهام هنوز جای یک سال برایم باقیست که آیا این عزاداران به هیچ خدمات عمومی در شهر نیازی ندارند که با شروع این مراسم نه وسیله ای برای حمل و نفل عمومی و نه مرکزی برای تعمیرات ضروری خودرو و نه محلی برای تامین هزاران مایحتاج فوری دیگر در شهر یافت نمی شود . خیلی جالب است به یاد سخن زیبای یکی از مراجع عظام می افتم که گفته بود به مسوولین بگویید واجبات را ادا کنند و هیچ مستحبی به جا نگذارند مگر خدمت به خلق خدا و اگر در آن دنیا کسی از شما پرسید بگویید فلانی گفته .